جنازه دختري بعد از 127 سال
سينه برنادت دختري از روستاهاي فرانسه و از خانواده اي فقير بود که مدعي شد مريم مادر مسيح را مي بيند و با او گفتگو مي کند. عده اي به او ايمان آورده و عده اي ديگر او را دروغگو خواندند ولي حرف هاي برنادت که از طرف مريم مقدس بيان مي کرد و به همه مردم روي زمين پيامهاي خوب زيستن را ابلاغ مي نمود حتي اسقف کليساي آن جا را نيز بر آن داشت تا به برنادت ايمان آورد.
برنادت در طول زندگيش معجزات بسياري از جمله شفاي بيماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در سال ۱۸۷۹ درگذشت. و حالا پس از 127 سال مقامات کليسايي که وي در آنجا دفن شده بود بدن او را بيرون آوردند و ديدند که جنازه اش نپوسيده است و اين محل امروز محل زيارت مسيحيان شده است
هنگاميكه مادر وازو به راهبگان نوآموز خود اعلان كرد كه برنادت به زودي به صومعه گيلدارد مقدس وارد خواهد شد ، نمي توانست خوشي و مسرت خود را از ديدن چشماني كه بانوي مقدس ما را رويت كرده اند پنهان كند .
ما لذت او را هنگاميكه برنادت را در زيارتگاهش ديديم حس كرديم و چشيديم . چشمانش بسته بود اما او آنجا بود دست نخورده و سالم . بله همان صورتي كه نور خيره كننده و اسرار آميز بانوي قديس بر روي آن تابيده بود ، صورتي كه انوار راز آلود باكره مقدس بر روي آن منعكس شده بود ! سالم و دست نخورده بود . آن لبهايي كه با مريم مقدس سخن گفته بود سالم و پاك باقي بود . آن دستهايي كه توسط دستان مريم مقدس به طرف چشمه ماسابي هدايت شده بود كه براي ما با زحمت حفر كند و با خاك مقدس ماسابي خراشيده شود تا براي ما چشمه معجزه آساي توبه را جاري كند .
بله همان پوست لطيفي كه با خاك مقدس ماسابي خراشيده شد الان اينجاست سالم و پاك . سالم و دست نخورده . قلبي به وسعت اقيانوس با آن همه مهرباني كه در عشق مسيح و مادرش مي تپيد و براي گناهكاران در سراسر عالم طلب بخشايش مي كرد سالم و درست اينجاست . انگار كه او فقط به يك خواب آرام فرو رفته است و منتظر است كه يك فرشته از بهشت او را بخواند تا دوباره بر روي پاهايش برخيزد . چقدر آرام و زيبا آرميده است اين فرشته ! بله خداوند نخواست كه او به تمامي از ميان ما انسانهاي فلك زده برود . برادران و خواهرانش را كه به خاطر آنها جان خود را داد ترك نكند . بله او هنوز در ميان ماست .برنادت سوبيرو !
پس از سي سال عدم فساد جسد در گور، بدن خواهي ماري برناده مقدس براي امتحان نبش قبر شد .
دليل امتحان ، مقدس بودن وي بود . هنگاميكه سنگ قبر برداشته شد بلافاصله تابوت نمايان گشت . تابوت به اتاقي كه براي آن تعبيه شده بود و دو تا سه پايه با روميزي پارچه اي در آن قرار داشت منتقل شد . در گوشه اتاق يك ميز بود كه با روميزي پارچه اي سفيد رنگ پوشيده شده بود و باقيمانده بدن برنادت قرار بود روي اين ميز قرار گيرد . تابوت باز نشده بود و پيچهاي آن باز شد و يرب لحيم كاري شده آن برداشته شد . درب تابوت چوبي گشوده شد و بدن سالم نگهداري شده خواهر برنادت را نمايان كرد .كمترين اثري از بوي نامطبوع به مشام نمي رسيد .
خواهري كه وي را سي سال پيش خاكسپاري كرده بود متذكر شد كه فقط دستانش مقدار ناچيزي از بين رفته . يك نفر جراح و دكتر كه در زمان نبش قبر حضور داشتند و سوگند ياد كرده بودند به اين صورت توضيح مي دهند .
تابوت در حضور اسقف نورز ، شهردار شهر نورز و قائم مقام قانوني وي و خود ما با در دست داشت چندين حكم قانوني و تصويب نامه گشوده شد ما متوجه هيچ بوي نامطبوعي نشديم و بدن وي طبق سفارش خودش در يك جامه رهبانيت پوشيده شده بود . البسه مرطوب شده بود. فقط صورت و دستها و ساعدها از لباس بيرون بود .
سر اندكي به سمت چپ متمايل شده بود صورت سفيد و رنگ پريده بود . پوست به ماهيچه ها متصل بود و ماهيچه ها هم به استخوان ها متصل و پيوسته بود . حفره چشمها با پلكها پوشيده شده بود . ابروها در طاق بالاي چشمها به پوست متصل بودند . مژه هاي چشم راست به پلكها متصل بود . بيني گسترده شده بود . لبها مقدار اندكي از هم باز شده بود و دندانها از لاي آن سالم به نظر مي رسيد . دستها بر روي سينه به هم گره زده شده بود و صليبي در دست مشاهده مي شد .
و ناخنها و دستها كاملا سالم و حفاظت شده بود . دستها هنوز يك تسبيح زنگ زده را ميان خود داشتند . رگهاي ساعدها بيرون زده بودند .
پاها هم همچون دستها لاغر بود و ناخنهاي پاها هم سالم و بي عيب باقي مانده بود . يكي از ناخنهاي پاها هنگام شستشوي جسد افتاده بود . وقتي كه البسه در آورده شد و حجاب از روي سر برداشته شد تمام بدن خشك شده قابل رويت شد كه خشك و شق شده بود . تمام اعضا خشك شده بود . معلوم شد كه موها كه كاملا كوتاه شده بود به سر متصل بود و هنوز به جمجمه پيوسته بود . گوشها در وضعيت كاملا سالم و محافظت شده قرار داشت . و طرف چپ بدن بالاتر از طرف راست بود . شكم به طرف داخل مقعر شده بود و مثل همه جاي بدن خشك شده بود . وقتي به آن ضربه زده مي شد مانند يك تكه مقوا از آن صدا بلند مي شد .زانوي چپ به بزرگي زانوي راست نبود .دنده ها به خاطر كشش ماهيچه ها برآمده شده بود .
جسد سفت شده بود و بنابراين مي شد براي شستن آن را به طرف جلو و عقب چرخش داد . قسمتهاي پايين تر بدن مقدار كمي سياه شده بود .
به نظر مي رسيد كه اين به دليل مقدار بالاي كربن موجود در تابوت به وجود آمده باشد . گواهي كه در آن ما حسب وظيفه اين اظهارات را تقديم كرديم كاملا به درستي و به دور از هر گونه خطا و اشتباه ثبت شده است . نورز 22 سپتامبر 1909 دكتر ديويد جوردن .
هنگاميكه مادر وازو به راهبگان نوآموز خود اعلان كرد كه برنادت به زودي به صومعه گيلدارد مقدس وارد خواهد شد ، نمي توانست خوشي و مسرت خود را از ديدن چشماني كه بانوي مقدس ما را رويت كرده اند پنهان كند .
ما لذت او را هنگاميكه برنادت را در زيارتگاهش ديديم حس كرديم و چشيديم . چشمانش بسته بود اما او آنجا بود دست نخورده و سالم . بله همان صورتي كه نور خيره كننده و اسرار آميز بانوي قديس بر روي آن تابيده بود ، صورتي كه انوار راز آلود باكره مقدس بر روي آن منعكس شده بود ! سالم و دست نخورده بود . آن لبهايي كه با مريم مقدس سخن گفته بود سالم و پاك باقي بود . آن دستهايي كه توسط دستان مريم مقدس به طرف چشمه ماسابي هدايت شده بود كه براي ما با زحمت حفر كند و با خاك مقدس ماسابي خراشيده شود تا براي ما چشمه معجزه آساي توبه را جاري كند .
بله همان پوست لطيفي كه با خاك مقدس ماسابي خراشيده شد الان اينجاست سالم و پاك . سالم و دست نخورده . قلبي به وسعت اقيانوس با آن همه مهرباني كه در عشق مسيح و مادرش مي تپيد و براي گناهكاران در سراسر عالم طلب بخشايش مي كرد سالم و درست اينجاست . انگار كه او فقط به يك خواب آرام فرو رفته است و منتظر است كه يك فرشته از بهشت او را بخواند تا دوباره بر روي پاهايش برخيزد . چقدر آرام و زيبا آرميده است اين فرشته ! بله خداوند نخواست كه او به تمامي از ميان ما انسانهاي فلك زده برود . برادران و خواهرانش را كه به خاطر آنها جان خود را داد ترك نكند . بله او هنوز در ميان ماست .برنادت سوبيرو !
پس از سي سال عدم فساد جسد در گور، بدن خواهي ماري برناده مقدس براي امتحان نبش قبر شد .
دليل امتحان ، مقدس بودن وي بود . هنگاميكه سنگ قبر برداشته شد بلافاصله تابوت نمايان گشت . تابوت به اتاقي كه براي آن تعبيه شده بود و دو تا سه پايه با روميزي پارچه اي در آن قرار داشت منتقل شد . در گوشه اتاق يك ميز بود كه با روميزي پارچه اي سفيد رنگ پوشيده شده بود و باقيمانده بدن برنادت قرار بود روي اين ميز قرار گيرد . تابوت باز نشده بود و پيچهاي آن باز شد و يرب لحيم كاري شده آن برداشته شد . درب تابوت چوبي گشوده شد و بدن سالم نگهداري شده خواهر برنادت را نمايان كرد .كمترين اثري از بوي نامطبوع به مشام نمي رسيد .
خواهري كه وي را سي سال پيش خاكسپاري كرده بود متذكر شد كه فقط دستانش مقدار ناچيزي از بين رفته . يك نفر جراح و دكتر كه در زمان نبش قبر حضور داشتند و سوگند ياد كرده بودند به اين صورت توضيح مي دهند .
تابوت در حضور اسقف نورز ، شهردار شهر نورز و قائم مقام قانوني وي و خود ما با در دست داشت چندين حكم قانوني و تصويب نامه گشوده شد ما متوجه هيچ بوي نامطبوعي نشديم و بدن وي طبق سفارش خودش در يك جامه رهبانيت پوشيده شده بود . البسه مرطوب شده بود. فقط صورت و دستها و ساعدها از لباس بيرون بود .
سر اندكي به سمت چپ متمايل شده بود صورت سفيد و رنگ پريده بود . پوست به ماهيچه ها متصل بود و ماهيچه ها هم به استخوان ها متصل و پيوسته بود . حفره چشمها با پلكها پوشيده شده بود . ابروها در طاق بالاي چشمها به پوست متصل بودند . مژه هاي چشم راست به پلكها متصل بود . بيني گسترده شده بود . لبها مقدار اندكي از هم باز شده بود و دندانها از لاي آن سالم به نظر مي رسيد . دستها بر روي سينه به هم گره زده شده بود و صليبي در دست مشاهده مي شد .
و ناخنها و دستها كاملا سالم و حفاظت شده بود . دستها هنوز يك تسبيح زنگ زده را ميان خود داشتند . رگهاي ساعدها بيرون زده بودند .
پاها هم همچون دستها لاغر بود و ناخنهاي پاها هم سالم و بي عيب باقي مانده بود . يكي از ناخنهاي پاها هنگام شستشوي جسد افتاده بود . وقتي كه البسه در آورده شد و حجاب از روي سر برداشته شد تمام بدن خشك شده قابل رويت شد كه خشك و شق شده بود . تمام اعضا خشك شده بود . معلوم شد كه موها كه كاملا كوتاه شده بود به سر متصل بود و هنوز به جمجمه پيوسته بود . گوشها در وضعيت كاملا سالم و محافظت شده قرار داشت . و طرف چپ بدن بالاتر از طرف راست بود . شكم به طرف داخل مقعر شده بود و مثل همه جاي بدن خشك شده بود . وقتي به آن ضربه زده مي شد مانند يك تكه مقوا از آن صدا بلند مي شد .زانوي چپ به بزرگي زانوي راست نبود .دنده ها به خاطر كشش ماهيچه ها برآمده شده بود .
جسد سفت شده بود و بنابراين مي شد براي شستن آن را به طرف جلو و عقب چرخش داد . قسمتهاي پايين تر بدن مقدار كمي سياه شده بود .
به نظر مي رسيد كه اين به دليل مقدار بالاي كربن موجود در تابوت به وجود آمده باشد . گواهي كه در آن ما حسب وظيفه اين اظهارات را تقديم كرديم كاملا به درستي و به دور از هر گونه خطا و اشتباه ثبت شده است . نورز 22 سپتامبر 1909 دكتر ديويد جوردن .
| < قبلی | بعدی > |
|---|
اضافه كردن نظر