با اشتراک در خبرنامه اخرین مطالب سایت را در ایمیلتان دریافت نمائید

نام:

ایمیل:

خانه مقالات پیشینه ی تاریخی دامغان

پیشینه ی تاریخی دامغان

میانگین امتیار کاربران: / 3
ضعیفعالی 

برگرفته از وبلاگ

انجمن فرزانگان کویر دامغان

دامغان یکی از کهن ترین شهرهای ایران است. و از قدیم تا حال دارای اهمیت خاصی می باشد. نام این شهر از مغان یعنی آتش پرستان گرفته شده و به ده مغان معروف بوده و گفته اند که مغان باعث آبادی آن شده اند بعدها در اثر گذشت زمان آتش پرستان گرفته شده و به ده مغان معروف بوده و گفته اند که مغان باعث آبادی آن شده اند بعدها در اثر گذشت زمان حرف ه- از میان رفته و الف جای آن قرار گرفت. بنای شهر دامغان را به هوشنگ، نبیره کیومرث که از پادشاهان پیشدادی بوده نسبت می دهند و روزگاری نیز پایتخت اشکانیان بوده و همینطور دامغان جزء اقلیم چهارم می دانسته اند. در بیشتر کتب جغرافیا و تاریخ نام دامغان برده شده که تمامی نوشته های آنها اشاره به اهمیت و اعتبار شهر قدیمی دامغان دارد چرا که دامغان در سر راه جاده ابریشم و مسیر گذر از غرب به شرق، از گذشته های دور تا به امروز بوده و صحت و دلیل این ادعا این است: زمانی که یونانیها به شهر تاریخی دامغان می رسند آن را آباد می بینند و بخاطر بزرگی و وجود آذوقه و علوفه فراوان آن را هکاتم پلیس می نامند که هنوز هم به نامهای هکا تم پلیس و صددروازه معروف و مشهور است. دلیل دیگر این ادعا وجود کاروانسراها، قلعه ها و تپه های قدیمی و برج و بارو، حصار عظیم داخل و خارج شهر دامغان است.

این شهر در روزگاران کهن در بخش شرقی سرزمین ماد قرار داشته است در زمان مادها همه پایتختها رو به بیابان و در طول دو جاده اصلی که در کناره های داخلی در سلسله جبال بزرگ کشیده شده قرار داشته اند که دامغان نیز جزء آن محسوب می شده و در نواحی مرزی ماد واقع بوده است.

بنا به نوشته مورخین دامغان مرکز ایالت قومس بوده و در چهارصد سال ق. م از شهرهای بزرگ محسوب و اشک سوم و تیرداد اشکانی در سال 249 ق.م آن را پایتخت خود قرار دادند و تا قرن اول میلادی به اهمیت خود باقی بوده است. طی سفری که مارکوپولو به ایران داشته از شهری به نام تیموکابین نام می برد و نوشته که در انتهای ناحیه ایران واقع است هرچند شباهت بین این کلمه و دامغان خیلی کم است ولی به احتمال قوی همان دامغان کرسی نشین ایالت قومس واقع در شمال شرقی ایران می باشد. در مورد اینکه دامغان را شهر صددروازه خوانده اند سخن بسیار است. برخی از مورخان آن را در هشت کیلومتری جنوب یا جنوب شرقی دامغان دانسته و بطلمیوس مصری شهر صددروازه را در نزدیکی مازندران نشان داده گویا شهر دامغان باشد. ولی در سیصد سال قبل عقیده زنگیان این بود که شهر صد دروازه ای که اسکندر رومی در عراق ساخت شهر اصفهان (جلفا) بود ولی با توجه به مطالب فوق اکثر نویسندگان شهر صد دروازه را نزدیک دامغان می دانند. زمانی که اسکندر کبیر از مقدونیه رایت کشور گشایی را برافراشت و قدم در این نواحی گذاشت دامغان در نهایت آبادی بود و یونانیان این شهر را هکاتوم پلیس می گفتند یعنی شهر صد دروازه و عادت اهالی یونان این بود که هر شهری در آبادی به اوج کمال و عظمت می رسیده آن را هکاتوم پلیس می نامیدند. دامغان از جمله شهرهایی که از لحاظ قدمت در ایران کم نظیر و در تمام جهان کمتر دیده می شود. در اطراف شهر برج و باروئی و پنج دروازه داشته 1- دروازه عراق 2- دروازه خراسان 3-شامان 4-زرجوب 5-سراوری.

به نقل از ادوارد براون در بخش دیگر از پیشینه ی تاریخی دامغان آمده است: «حفاری های اخیر نشان می دهد که ایران بایستی دارای صنعتی قدیم تر از مصر و بابل باشد. نقاطی که در شوش، تخت جمشید و دامغان حفاری شده تاریخ صنعت ایران را تا 6000 سال قبل می رساند.»

با توجه به داستان های ایران باستان و تحقیقی که آرتور کریستن سن بعمل آورده در زمان کیانیان که عبارت از سلسله امرای محلی مشرق ایران در عهود مقدم بر اوستا بود و آخرین آنها ویشتاسب (گشتاسب) با زرتشت پیامبر معاصر بود، دامغان دارای اهمیت فوق العاده بود.

متأسفانه از وضع دامغان در دوره های هخامنشی، اشکانیان و ساسانیان اطلاعی در دست نیست. آما آتشکده های متعلق به اوایل دوره ساسانیان در این محل وجود دارد.

برخی مورخین قتل داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی را در حدود شهر صددروازه ثبت کرده اند. اسکندر مقدونی پس از کشته شدن داریوش سوم وارد این شهر شده و چون آذوقه فراوان یافته چند روز توقف نموده و به عیش و عشرت پرداخته است.

این شهر تا سال 250 قبل از میلاد در دست جانشینان اسکندر باقی مانده است. از سال 250 قبل از میلاد یعنی از ابتدای سلطنت اشکانیان تا زمان اشک ششم (مهرداد اول) که متصرفات خود را تا دجله و فرات رسانیده، شهر صددروازه مرکز حکمرانی پارت به شمار می آید و بعد از اشک ششم که تیسفون پایتخت شده، پادشاهان اشکانی قسمتی از سال را در این شهر می گذرانند.

بعد از اسلام نیز دامغان شهری بزرگ و آباد بوده است چنانکه سیاحان ایرانی و عرب در سفرنامه های خود از این شهر بعنوان شهری آباد با محصولات فراوان و هوایی فرحبخش یاد کرده اند.

پس از تسلط افغانها کم کم این شهر رو به ویرانی رفت تا آنجا که مولف کتاب لسان السیاحه آن شهر را قصه ای شهر مانند خوانده است