با اشتراک در خبرنامه اخرین مطالب سایت را در ایمیلتان دریافت نمائید

نام:

ایمیل:

خانه مقالات آثار تاریخی سمنان

آثار تاریخی سمنان

میانگین امتیار کاربران: / 10
ضعیفعالی 

فهرست مطالب

مقدمه

بخش اول:سمنان از نظر تقسیمات جغرافیایی

نگاهی به تاریخ

وقایع تاریخی سمنان در دوران قبل از اسلام

سمنان در دوران بعد از اسلام (از پیدایش اسلام تا ظهور سلسله طاهریان(

وجه تسمیه سمنان

آثار تاریخی سمنان

بخش دوم:قلاع – آتشکده

قلعه های  سارو

برج چهل دختر

شیر قلعه شهمیرزاد

آتشگاه سمنان

قلعه زاوغان

قلعه کوشمغان

قلعه های پاچنار

بخش سوم:مساجد – مناره ها

مسجدجامع

مسجدجامع زاوغان

منار سلجوقی

مسجدجامع سرخه

منار و مسجد جامع علا

مسجد شاه

بخش چهارم: بقاع متبرکه

بقعه حضرت یحیی بن موسی

بقعه علی بن جعفر

بقعه پیر علمدار

بخش پنجم:کاروان سرا- تیمچه

کاروان سرای شاه عباسی سمنان

کاروان سرای شاه عباسی لاسگرد

کاروان سرای شاه سلیمان آهوان

رباط انوشیروانی

تیمچه سلطانی

بازار عمومی سمنان

بازارجلوخان

بازار شیخ  علاء الدوله

بخش ششم:ارگ حکومتی

دروازه دارالحکومه سمنان

دروازه ارگ

دروازه جنوبی ارگ

بخش هفتم: حمام ها –آب انبارها

حمام پهنه

حمام نخست

آب انبار سرخه

آب انبار جدید

اب انبارتوکلی

فهرست مراجع وماخذ ها

 

 

 

 

 

مقدمه

به نام آنکه هستی نام از او یافت

سپاس ایزد یکتا را که به اینجانب توفیق خدمت عنایت فرمود تا بتوانم اثری ناچیز را در دسترس علاقمندان بناهای تاریخی قرار دهم. در این پروژه راجع به سمنان و بناهای تاریخی اشاراتی شده و در هریک از آن ها کم و بیش درباره آن شرحی که غالبا ً مختصر است نگاشته ام.

در این پروژه سمنان شهر زیبای کویر و نواحی تابعه اش را به نظاره می ایستم ، شهری که مهد بزرگان و سلحشوران و رادمردانی بزرگ است شهری که در گذشته دارالوزاره و دیار وارستگانش می خواندند و امروزه عروس زیبای کویرش می نامند شهری با قدمت دو هزار ساله و سرشار از آثار تاریخی و آکنده از اصیل ترین بناها که همه ساله عده زیادی از هموطنان به دیدارش می روند و دل به زیباییش می سپارند. بناهایی که استوار و پابرجا طوفان های زمانه را پشت سر نهاده و امروز نگاه ها را به خود می کشد.

تاریخش را در ذهن مرور می کنیم که با پیشدادیان پیوند دارد و امروزش چهره ای هماهنگ با تحولات اجتماعی است.

 

بخش اول:

1- سمنان از نظرتقسیمات جغرافیایی (از دوران باستان تا امروز)

2- نگاهی به تاریخ

3- وقایع تاریخی سمنان در دوران قبل از اسلام

4- سمنان در دوران بعد از اسلام(ازپیدایش اسلام تا ظهور سلسله طاهریان)

5- وجه تسمیه سمنان

6- آثار تاریخی سمنان

سمنان از نظر تقسیمات جغرافیایی

از دوران باستان تا امروز

 

سمنان از دیر باز یکی از شهرهای چهاردهمین ایا لت تاریخی ورن(ورنه)از تقسیمات شانزده گانه اوستایی

در دوران باستان بوده است. برخی از دانشمندان ایا لت مزبور را گیلان فعلی می دانستند،ولی قدر مسلم این است که ورنه متشکل از صفحات جنوبی البرز و خوار، شامل سمنان، دامغان،خوار، دماوند فیروزکوه، شهمیرزاد،    لاسگرد ده نمک و آهوان،قوشه، ویمه ونقاط کوهستانی مازندران بوده است.

در تمام دوره حکومت مادها وهخامنشیان کومیسنه یا کومشیان (قومس بعد ازاسلام)جزو ایالت بزرگ پارت یا پرثو بشمار می رفت.در این دوره سمنان شهر سر حدی ایا لت های پارت و ماد محسوب می شد. به همین علت    برخی از مورخان،زمانی این شهر را جزو ماد و گاهی جزو پارت به حسا ب آورده اند.

ایا لت مذکور در زمان ساسانیان به پشتخوارگر یا پذشخوارگر تغییر نام داده شامل همان شهرهایی بود که در ایالت ورن متشکل بودند، حد غربی این ایالت خوار(گرمسار فعلی)،حد شرقی آن شاهرود و حد شمالی ایالت  کوهستانی جنوبی طبرستان بوده است.

سمنان در دوره های بعد اسلام جزو سرزمین تاریخی قومس یا(کومش)بشمار می آید نام جغرافیایی قومس تا اواخر دوران قاجاریه بر سر زبان ها بود لیکن در دوران رضا شاه کبیر سمنان در شمار شهرهای استان دوم یعنی مازندران در آمد.

در آغاز سال 1340 هجری شمسی در زمان نخست وزیری دکتر علی امینی و وزارت کشور سپهبد عزیزی به پیروی از سنت تاریخی طبق تصویب نامه هیئت وزیران ایالت کومش(سمنان ،دامغان،شاهرود،بسطام،سنگسر و شهمیرزاد و نقاط تابعه آنها)از نظر تقسیمات کشوری بنام فرمانداری کل سمنان نام گذاری شد و مرکز حکومت آن نیز در شهر سمنان تعیین و مستقر گردید.

در سال 2535 شاهنشاهی طبق تصمیم دولت به ریاست امیر غباس هویدا با اضافه شدن دماوند،فیروزکوه گرمسار و ورامین فرمانداری کل سمنان به استان سمنان تبدیل شد و مرکز آن نیز کماکان شهر تاریخی سمنان باقی ماند.

 

 

نگاهی به تاریخ

سمنان به سبب تاریخ دو هزار ساله اش شاهد فراز و نشیب ها،جنگ ها،شکست ها و پیروزی های بیشمار بوده به همین جهت برای اطلاع خوانندگان ارجمند شمه ای از تاریخ سمنان و وقایع تاریخی مهم را در این شهر کهنسال به طور خیلی خلاصه و فشرده باز گو می کنم واز شرح دیگر رویدادهای ایران خودداری می نمایم :

 

وقایع تاریخی سمنان در دوران قبل از اسلام

 

از وقایع مهم مربوط به نواحی پارت(خراسان و سمنان فعلی)در دوره هخامنشیان می توان به جنگ های کوروش کبیر در این ایا لت اشاره کرد.

.                                   به طوریکه نوشته اند:کوروش پس از تسخیر آسیای صغیر به نواحی شرقی ایران شتافت و بین سالهای 546 و 530 ق.م در آن نواحی مشغول جنگ بود. کیفیات این محاربات بر ما مجهول است همینقدر می دانیم که او از طرف شما ل تا رود سیحون  پیشرفت کرد و شهری به نام خود در کنار آن بنا کرد. که آن را به یونانی سیرو پلیس می گفتند.وی از طرف مشرق وجنوب تا رود سند تاخت و ایا لات پارت(خراسان وکومش)و زرنگ(سیستان) وخوارزم در باختر و سند و گندار را ضمیمه دولت خویش کرد دومین جنگ کوروش کبیر در ایا لت پارت باسکاها که از طوائف بربرها بو دند می باشد. هردوت می گوید:پس از اینکه این ملت (بابلی ها)در تحت حکومت کوروش در آمد شاه خواست ماساژت ها(ماهیخوارن)را که شاخه ای از اقوام سکاها بودند و در پشت سیحون می زیستند مطیع خود کند لیکن در این جنگ شکست خورد و به قتل رسید.

پس از این واقعه کمبوجیه پسر اردشیر به سلطنت رسید و طبق وصیت کوروش پسر دیگرش به نام بردیا به حکومت خوارزم وپارت وکارمانیا(کرمان)ایا لت شرقی مملکت باقی ماند لیکن ایا لت مزبور به واسطه کویر لوت و نبودن راه، از مابقی ایالات جدا ماند و بیش از آنچه بعد مسافت اقتضا داشت از مرکز دورافتاده بود ولی به گفته دمرگان مهمترین راه موجود در زمان داریوش راه ارتباطی کومش بود و سمنان مانند پلی سه ایالات ری(راگا) و خراسان و استر آباد را به هم متصل میکند. نوشته های مورخان یونانی راجع به اغتشاشات و یاغیگری های بدو سلطنت داریوش مختصر است. لیکن نوشته های کتیبه های بیستون هر چند به کیفیات نپرداخته ولی اطلاعات بیشتر و مفیدتری به ما می دهد.

ستون دوم از کتیبه بیستون

بند دوم: «زمانی که من در بابل بودم این ایالات از من برگشتند پارس،خوزستان،ماد،آسور،مصر،پارت،   مرو،ثت گوش،سکائیه».

بند شانزدهم:« پارت(خراسان وسمنان)و گرگان بر من شوریده به طرف فرورتیش رفتند ، ویشتاسب پدر من در پارت بود. ویشتاسب با قشونی در محلی موسوم به ویش پااوزات با او جنگید اهورامزدا مرا یاری کرد به اراده او ویشتاسب شورشیان را شکست داد و پس از آن مملکت مطیع من شد روز 22 ماه ویخن این جنگ رویداد».

ستون سوم

بند اول:«پس از آن سپاه پارس را از وی نزد ویشتاسب فرستادم وقتی که این سپاه به ویشتاسب رسید عازم جنگ دشمن شد در محلی به نام پتی گرین در پارت ویشتاسب با شورشیان جنگید اهورامزدا مرا یاری کرد و به فضل اهوروامزدا ویشتاسب شورشیان را شکستی سخت داد. روز اول کرم پد این جنگ واقع شد».

بند دوم:«پس از آن ایا لت پارت مطیع من گردید این است آنچه من در پارت کردم».

همانطور که از متن کتیبه ها بر می آید داریوش شاه بر این شورشها فائق آمد و آن ها را سرکوب و مغلوب نمود. در بهار سال 324 ق.م یعنی در عهد سلطنت داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی اسکندر مقدونی به قصد تسخیر ایران وارد کشور ما شد و پس ازنبرد ایسوس واربیل در سال 331 ق.م شکست سختی به سپاه ایران وارد نمود.

داریوش سوم پس از شکست در جنگ گوگامل جهت جمع آوری سپاه به ماد و سپس به مشرق ایران رهسپار گردید. آریان می نویسند:اسکندر چون شنید داریوش به ماد رفته به آن مملکت پرید.عقیده داریوش بر این بود که اگر اسکندر وی را تعقیب کند به پارت و گرگان گریخته و این ممالک را از آذوقه عاری نماید تا بدین وسیله جلوی تعقیب اسکندر را بگیرد.به همین جهت با زنان و بارو بنه و تمام تجملات به دروازه کاسپین حرکت کرد و اسکندر نیز در تعقیب وی به پاره تاک آمد و شهرهای مسیر راه تسخیر کرده و خود را به دروازه کاسپین رساند ولی داریوش از دروازه گریخته بود . آریان مورخ معروف عقیده دارد که بسوس والی باختر و برازنت والی رخج و سیستان داریوش را توقیف کردند اسکندر پس از شنیدن این خبر به کراتروس دستور حرکت داد.قصد بسوس و شرکا این بود که اگر اسکندر آن ها را تعقیب کند در ازای سپردن داریوش به اسکندر مورد ملاطفت وی قرار گیرند و گرنه سرزمین هخامنشی را بین خود تقسیم کنند .شنیدن این اخبار به سرعت و حرارت اسکندر افزود و پس از چند روز به قصبه ای رسید که بسوس داریوش را در آنجا دستگیر کرده بود رسیدند .

 

بسوس و شرکا همین که اسکندر را در تعقیب خود دیدند زخم های مهلکی به داریوش زدند و بدین ترتیب آخرین پادشاه هخامنشی به قتل رسید ژوستین گوید:دارا را سرداران او در ناحیه ای به نام سارا یا زارا به زنجیر بستند و احتمال می رود این ناحیه همان قلعه سارو واقع در 10 کیلومتری شمال شرقی سمنان باشند.

آریان محل کشته شدن داریوش سوم را در محلی بین سمنان و شاهرود و احتمالا نزدیکی دامغان می داند کنت کورث حاجی آباد کنونی را به عنوان محل قتل داریوش نام می برد. لیکن به عقیده هارولدلمب امریکائی این محل در نزدیک دهی به نام چاش گیران واقع است نه دامغان و با توجه به ده چاش خوران که در 28 کیلومتری سمنان قرار دارد این ادعا بیشتر مقرون به صحت است پس از قتل داریوش،اسکندر وارد پارت شد و سپس به شهری که بعدا به هکاتم پیلس یعنی صد دروازه معروف شد وارد گردید و به ضیافت و خوشگذرانی های بیجا مشغول گشت. اسکندر در این شهر طی نطقی تاریخی و مهمی که ایراد کرد و به سربازان خود که طالب برگشت به  وطن  بودند اظهار داشت: (..... مردمان خارجی که یوغ تسلط ما را به گردن گرفته اند سر کش اند و وقت لازم است تا آن ها احساسات ملایمتری به ما به ورزند و با عادات صلح جوئی خو بگیرند . آن ها که با پادشاه خود انس گرفته بودند از نظر مذهب و اخلاق با ما هیچ علایقی ندارند .آیا آنها با یک ضربت مطیع ما گشته اند ؟خیر. و اگر مطیع باشند پس از غیبت شما از دشمنان سر سخت شما خواهند بود.....)اسکندر پس از این نطق و تعویض روحیه سربازان آن ها را به سه دسته تقسیم کرد  قسمتی را به فرماندهی خود قسمت دوم را به

سرکردگی کراتروس و دسته سوم را به سرداری اری گیوس به سوی زادکرت(استر آباد)حرکت داد و تمامی شهرهای گرگان را به تصرف در آورد. و پس از لشکرکشی به هند از راه مکران وبلوچستان به کرمان و شوش سپس به همدان رفت و در سا ل 323 ق.م هنگام تدارکات حمله به عربستان در گذشت.

پس ازفوت اسکندر تشنجات و منازعا ت سختی بین دولت او روی داد و دولت وی را به چند قسمت تقسیم کرد و شخصی به نام فیلیپ والی ایا لت پارت گردید ایا لت بابل نیز به سردار معروف مقدونی سلوکوس واگذار شد که این شخص مؤسس سلسله ایست در ایران که به نام سلوکیان خوانده می شوند.

سلوکیان بزرگترین عامل یونانی کردن مشرق بودند و به همین جهت برای ادامه فرمانروایی خود لازم می دانستند که نظر خوش مردم را به خود جلب کنند و برای این کار تقریبا شصت شهر در مشرق و ایا لت پارت بنا کردند. یکی از این شهرها شه آپاما یا لاسگرد فعلی است که در 34 کیلومتری سمنان واقع شده و دیگری شهر هکاتم پیلس(صد دروازه)که عده ای آن را دامغان می دانند،می باشد این شهرهای تازه تاسیس به وسیله حکام آنان اداره می شد.

با ظهور اشکانیان ایالات ایران را به هیجده بخش وسیع تقسیم کردند و یکی از ایالات مهم کمیسن« قومیس یا قومس نواحی سمنان و دامغان کنونی بود.

مرحوم اعتمادالسلطنه در کتاب ،در رالتیجان فی تاریخ بنی اشکان راجع به مملکت پارت در زمان اشکانیان می نویسد:«ژرژلیسن از فضلای انگلیس که معلم تاریخ است مملکت پارت را در این دوران ازخراسان حالیه که امتداد آن تا سر راه خوار و هریرود بوده می دانست که شامل سمنان،دامغان،بسطام،سبزوار،نیشابور، مشهد و سایر بلاد خراسان بوده است.

هوتوم شیندلر، ویلیام جکسون عقیده داشتند که این محل باید کرسی ولایت سابق کومش باشد و باید آن را در هشت میلی جنوبی دامغان جستجو کرد ولی از سا ل 1931 تا 1933 دکتر شمیدت در تپه حصار هشت میلی دامغان مشغول حفریات شد با این مقصود که شهر صد دروازه را کشف کند ولی اثری از این شهر ظاهر نگردید و محل آن عجالتاً نا معلوم است. با توجه به عقاید شیندلر و جکسون مبنی بر اینکه شهر صد دروازه کرسی ولایت سابق کومش باشد از هر لحاظ صحیح به نظر می رسد . بنابراین محل وقوع شهر را احتمالا می توان با سه محل در کومش یا قومس تطبیق داد:1-تپه های حوالی علاء یا کهلاء واقع در 9 کیلومتری جنوب شرقی سمنان که متأسفانه از نظر حفریات بدان توجه نشده است.

2- تپه های جنوب قومشه

3-تپه های جنوب غربی شاهرود بین ده ملا و شاهرود که احتمالا همان مرکز ایالت پشتخوارگر می باشد.

لازم به یاد آوری است که ایالت پشتخوارگر یکی از تقسیمات کشوری در زمان ساسانیان می باشد که

می باشد که از قدیمیترین ایام به شهرهای کومش،سمنان،دامغان،بسطام،مغون،بیار و بخشی از کوهستان جنوبی طبرستان شامل نواحی سنگسر و شهمیرزاد،فولاد محله پل سفید،پریم،افتر،شلنبه،فیروزکوه،سواد کوه،سردره خوار«گرمسار» محدود بوده است.

بنابرآنچه در تواریخ آمده پادشاهی ایالت پشتخوارگر از عهد اسکندر مقدونی تا عهد قباد،پدر انوشیروان در اختیار خاندان جشنسفشاه بود.و اردشیر بابکان بنیان گذار حکومت ساسانیان پس از استقرار بر سریر حکومت و سلطنت اختلالی در کار حکومت این خاندان ایجاد نکرد. در سال 519 میلادی قباد پس از محکم کردن شالوده بنیان دولت خود قصد داشت جانشین خود را برگزیند و در این کار موفق شد و کاوس پسر ارشد خود را بعد از اضمحلال خاندان جشنسفشاه به حکمرانی پشتخوارگر منصوب کرد. پس از فوت قباد بنا به وصیت وی انوشیروان خسرو اول به سلطنت رسید لیکن کاوس که آئین مزدکی داشت و در ایالت پشتخوارگر مقامی منیع و مستحکم داشت ادعای سلطنت کرد و بر برادر شورید ولی شکست خورد و کشته شد. پس از کاوس خسرو اول ایالت مذکور را به یکی از پسران زرمهرسوخرا سپرد و این حاکم سلسله متعبر سوخرائیان و وندادیان را تشکیل داد. بدین ترتیب در عهد انوشیروان ساسانی حکومت و سلطنت وندادیان در این سرزمین استقرار یافت.و در قرن سوم هجری سال 224 هجری با دستگیری و قتل مازیاربن قارن بن ونداد هرمز آخرین فرمانروای این سلسله به دست عمال عباسی منقرض گردید.

به طوریکه نوشته اند یکی از کارآمدترین سرداران ایران در دوره ساسانیان و در زمان سلطنت هرمز چهارم بهرام چوبین و از دودمان بزرگ مهران بود.این سردار نامی به هیچ وجه حاضر نبود که به فرمان پادشاه جدید خسروپرویز در آید زیرا که خود سودای پادشاهی در سر داشت و مدعی بود که وی از نسل اشکانیان است بنابراین در جنگی که بین خسروپرویز و بهرام در گرفت و پادشاه ساسانی شکست خورد به موریکیوس امپراطور روم پناهنده شد و به کمکاو به سپاه بهرام حمله کرد.در این جنگ بهرام چوبین شکست خورد واز طریق جاده ری و کومش به ترکان پناه برد تا سرانجام به تحریک خسروپرویز کشته شد و جنازه اش به سرزمین کومش که مرکز حکومت اشکانیان و احتمالا زادگاه وی بوده است حمل و به خاک سپرده شد.

سمنان در دوران بعد از اسلام

از پیدایش اسلام تا ظهور طاهریان

درآغاز قرن هفتم میلادی در زندگی سیاسی،اجتماعی ایران آتش تضادهای داخلی بیشتر شد و مبارزه ای که به خاطر قدرت و حکومت میان دستجات گوناگون اعیان درگرفت موجب ضعف ایران گردید.

در همین اوان،آخرین پادشاه ساسانی یعنی یزگرد سوم کاملا ٌبه مبارزه علیه قوای اعراب که به ایران حمله کرده بودند سرگرم بود این مبارزه که تا سال 651 میلادی ادامه داشت با فتح کامل ایران به دست اعراب خاتمه پذیرفت. بدین ترتیب در جنگ نهاوند ایران موجودیت سیاسی خود را از دست داد و اعراب بر سراسر ایران مسلط شدند.

پس از این جنگ تازیان متوجه شهرهای بزرگ ایران شدند. نخست شهر بزرگ و آباد ری را تسخیر کرده و به سوی شمال شرقی رهسپار شدند و به سرزمین کومش(شهرهای سمنان،دامغان،بسطام)رسیدند. این سپاه که به فرماندهی حذیقه سلمه بن عمروبن ضرار ضبی به دربار ابن زینبی که حکومت ری و قومس را به عهده داشت رسید و پس از نبردی کوچک ابن زینبی طلب صلح کرد و از جانب اهل ری و قومس سلمه را پانصد هزار درم بداد تا تازیان کسی از ایشان را نکشند و آتشکده ای را ویران نکنند. از مهمترین وقایع مربوط به سمنان پس از مرگ یزدگرد سوم و حمله تازیان،نهضت از رقیان در کومش است. رهبر این نهضت نافع بن ازرق بود که در جنگ با عمال خلیفه کشته شد. پس از او از رقیبان عبیدالله زبیرکرد به قتل رسید.و قطری بن فجاعه از طرف ازارقه به جانشینی وی انتخاب شد او پس از این انتخاب از طریق فارس و اهواز به بصره روی آورد و پس از نبردهای بسیار و متفاوتی که با خلیفه اموی داشتند از حجاج بن یوسف شکست خورده و به کرمان و از آنجا به نواحی کوهستانی طبرستان و سرزمین قومس یعنی سنگسر و شهمیرزاد و فولاد محله عقب نشستند.

در دوران حکومت امویان و عباسیان به خصوص پس از قتل ابومسلم خراسانی به دست منصور دوانقی انقلاب و شورش سراسر ایران را فرا گرفت و نهضت های بیشماری به وقوع پیوست که از مهمترین آن ها می توان قیام زردشتی را نام برد.

در اندک زمانی زردشتیان طبرستان و نواحی شمالی قومس به دور رهبر این نهضت جمع شدند و قومس وری را به تصرف در آوردند ولی د رساوه شکست خوردند و سنباد به قومس گریخت و پس از ضبط خزاین ابومسلم رو به طبرستان نهاد ولی طبق نوشته محمد جریر طبری در دره های سنگسر و شهمیرزاد به دست شخصی به نام لونان طبری به قتل رسید.

از قرن دوم هجری نهضت ضد بیگانه به طور آشکار در ایران آغاز گردید. طرفداری از فرزندان علی بن ابی طا لب یکی از علل این نهضت ها بود.

در این زمان مردم شیعه ایران برای اینکه عده ای از علویان بی پناه از دست خلفای عباسی که آنان نیزعقیده علویان را غاصب خلافت و امامت بشمار می آورند به رهانند حتی تا مراحل خطرناکی پیش می رفتند. یکی از این موارد را می توان به واقعه تاریخی در جزین سمنان و کشته شدن سی و نه تن از مردم در جزین به خاطر یکی از سادات علوی نام برد.

یکی از موارد تأثیر علویان در سمنان و عزیمت گروهی از علویان به سمنک قدیم یا محلات ثلاث سمنان و استقرار آنان در این ناحیه این است که این محل با داشتن قلاع مستحکم یکی از امن ترین نقاط به حساب آمده است و وجود آرامگاه های متعدد علویان در محلات ثلاث گویای همین مسئله است.

از مهمترین وقایع قابل نگارش برای مردم شیعه مذهب سمنان د رزمان خلافت عباسیان، سفر حضرت ثامن الائمه امام رضا علیه السلام به مرو و توقف آن حضرت درسمنان است.

در سال«198» مأمون خلیفه عباسی رجاءبن ابی الضحاک را به رسم رسول به مدینه فرستاد تا از حضرت رضا(ع) برای رفتن به مرو دعوت به عمل آورد لیکن آن حضرت از قبول دعوت اکراه داشت ولی بنا به مصالحی در سال 201 پنهانی به بغداد آمد و از راه همدان،نهاوند،قم،ری وارد سمنان گردید و به دستور وی حضرت یحیی بن موسی بن جعفر برای ارشاد خلق در سمنان رحل اقامت افکند.

رفیع در کتاب تاریخ سمنان می نویسد:«حضرت رضا هنگام توقف در سمنان با شیخ ابولیث سمنکی دانشمند معروف این ناحیه ملاقاتی داشته است و گویا شبی را در آنجا به سر برده» ولی با توجه به سفر حضرت رضا درسال 201 هجری و فوت شیخ ابولیث سمنکی در سال 531 هجری، این ادعا درست به نظر نمی رسد.

وجه تسمیه سمنان

همان طور که تاکنون وجه تسمیه اغلب شهرها از نقطه نظر علمی و اتکاء به شواهد و مدارک مستند روشن نیست طبعا ًپیدایش نام سمنان هم از این نظر مشخص نشده است. و از همین جا ست که ملاحظه می کنیم در توضیح علت نامگذاری این شهر نیز مثل بیشتر شهرهای ایران اظهار نظرها متفاوت است تا آن جا که برخی به تعبیرهای عامیانه و بی منطق متوسل شده اندو حتی نوشته اند:سمنان در اصل سم نان بوده بدین تفسیر که در زمانی نان شهر به سم الوده گشته است. عده ای معتقدند که هنگامی که حضرت رضا به خراسان می رفته مردم شهر برای هریک از همراها نش سه من نان پخته اند و بدین ترتیب سه من نان در اثر کثرت استعمال به سمنان تبدیل شده است.در حالیکه نه تنها چنین تعابیری مطلقا ًدرست نیست بلکه به ابداعات بی پایه و بی مأخذ و گاهی موذیانه شبیه است.

اما منطقی ترین مأخذی که بر زمینه پیدایش کلمه شهر سمنان داریم پاره ای از کتب جغرافیایی و تاریخی بعد از اسلام است که گرچه ذکری از ریشه کلمه سمنان به میان نیامده ولی قدمت سمنان را توجیه می کند. مرحوم ضیع الدوله هم سمنان را سمینا نامیده و نوشته که در زمان تهمورس دیوبند به وجود آمده و در اثر مرور زمان و کثرت استعمال به سمنان تغییر یافته است عده ای معتقدند که ابتدا مردم این شهر سمنی مذهب بوده اند «قبل از ظهور زرتشت» و چون مرام این مذهب بی علاقگی به مادیات بوده و با توجه به اینکه در زبان سمنانی مردم سمنان را سمنی می گویند به همین مناسبت سمنان به دیار وارستگان تشبیه گردیده است.                                       جمعی از اهالی سمنان عقیده دارند که سمنان توسط دو تن از پیغمبران به نام سیم النبی و لام النبی فرزندان حضرت نوح پیغمبر که در 18 کیلومتری شمال شرقی سمنان مدفون هستند ساخته شده است که بعدها به نام سیم لام نامیده شد وبر اثر مرور زمان به سمنان تغییر نام داده است.

آثار تاریخی سمنان

کشور ایران پشت به تاریخی کهن و فرهنگی سرشار از غرور دارد تاریخی که جاودان نشانه های سرافرازی را در گوش زمان زمزمه خواهد کرد. سمنان نیز از این افتخارات بی نصیب نیست. افتخاراتی که وطن پرستان،آزاده برایش به ارمغان آورده اند. وجود آثار تایخی متعدد در گوشه و کنار سمنان که از قدمت این شهر حکایت می کند موید این گفته می باشد. سمنان چون از قدیم بر سر راه شرق و غرب ایران قرار داشته و همچنین به علت پیشینه تاریخی و باستانی خود از یک سو و قرارگرفتن در گذرگاه یورش های اعراب و مغول از سوی دیگر، دارای دژها و قلاع محکم و متعددی بوده است هر چند که در اثر مرور ایام و بی توجهی مسئولین امور این ابنیه مبدل به ویرانه گشته مع الوصف امروزه کم و بیش خرابه های آثار مذکور به چشم می خورد.

آثار تاریخی حالیه سمنانی جز چند قلعه و آتشکده مربوط به دوران بعد از اسلا می باشد و بدین جهت که:

1 –چون اکثر وزراء دربار مغول و تیموری از سمنان بوده اند معهذا توجه بیشتری از طرف آنان به این شهر مبذول می شد. بناهایی چون مسجدجامع،حمام پهنه بازارو خانقاه شیخ علاءالدوله و آرامگاه درویش محمود.......از این دوره اند.

2-دلیل دوم این است که چون سمنان بر سر راه خراسان قرار داشت از طرف پادشاهان صفویه نسبت به   احداث کاروانسرایی در این خطه اقدام شد مانن کاروانسرهای لاسگرد،سمنان،آهوان.....

3-دلیل سوم توجه خاص که پادشاهان قاجاریه به سمنان داشتند .وجود آب انبارهای متعدد،دروازه ارگ،مسجد شاه،بازار،کاروانسرا تأیید کننده این مطلب است.

متأسفانه درگذشته به سبب ناتوانی و سهل انگاری زمامداران یا بی علاقگی آن ها ابنیه تاریخی این افتخارات ارزنده رو به انحطاط و ویرانی می رفت تا اینکه در سال 2490 به امر رضاشاه کبیر محدوده بافت قدیمی شهرهای تاریخی منجمله سمنان تعیین گردید

در آبان ماه 2524 شاهنشاهی که فرمان مطاع شاهنشاه دایر بر اهمیت بناهای تاریخی ایران و لزوم کوشش در حفظ و صیانت آن ها شد مقدور یافت تعدادی از ابنیه فوق الذکر تحت حمایت قانون قرار گرفت. آثار و ابنیه ای که در این کتاب مورد مطالعه قرار گرفته عبارت از دو قسمت بناهای موجود و بناهایی که به کلی منهدم شده اند می باشد.

بخش دوم: قلاع – آتشکده

1- قلعه های سارو

2- برج چهل دختران

3- شیر قلعه شهمیرزاد

4- آتشگاه سمنان

5- قلعه زاوغان

6- قلعه کوشمغان

7- قلعه های پاچنار

قلعه های سارو

در ده کیلومتری شمال شرقی سمنان در محلی به نام کلاته سارو که چشمه سار زیبایی است و بر فراز دو رشته کوه طرفین آن، آثار دو قلعه مستحکم و پر ابهت به چشم می خورد. وجود پرتگاههای خطرناک و صعب العبور بودن راه این دو دژ را به صورت دژهای تسخیر ناپذیر در آورده است.

تاریخ بنای اولیه این قلاع را منسوب به دوره پیشدادیان و کیا نیان می دانند. رفیع در کتاب تاریخ سمنان می نویسد:«ژوستین گفته است دارا را در سارا یا چارا یا زارا به زنجیر بستند... و بعید نمی رسد که قلعه های محکم و عظیم سارو مربوط به گفته فوق باشد» در جای دیگر می نویسد:«دو قلعه مذکور در دوره تسلط اشکانیان و اسپهدان طبرستان یکی از پایگاه های مهم آنان به شمار می رفته است به طوریکه نصربن حسن فیروزان که فرمانروای مستقل قومس در زمان آل بویه بوده و در مدت بیش از 20 سال کلیه آبادی ها و قلعه های نقاط کوهستانی این نواحی از جمله قلعه های سارو،شیخ چشمه سر....را با قدرت کامل در دست داشته است».

در قرن 6و7 هجری در ایا لت قومس که یکی از کانون های مهم اسماعیلیان در ایران بود بیش از 150 قلعه در اختیار این فرقه بوده که هریک از این قلاع را یک کدخدا و همه قلعه های آن ایا لت را یک نفر محتشم که به منزله حاکم بزرگ بوده زیر نظر داشته است. دکتر منوچهر ستوده در کتاب قلاع اسماعیلیه در البرز کوه از دژهای مهم این دوران یعنی گرد کوه و منصور کوه و قلعه های ساروی سمنان یاد کرده و آن ها را متعلق به فرقه اسماعیلیان «باطنیان»می داند قویا ًمی توان گفت که این قلاع تاریخی قبل از استیلای این فرقه بر خطه قومس وجود داشته و در دوره های متوالی مورد استفاده طوایف مختلف قرار گرفته است ولی تاریخ تسخیر این قلعه فرقه اسماعیلیه به درستی معلوم نیست به علت امن بودن قلاع مذکور و نا پیدایی و همچنین تسخیر نا پذیر بودن آن ها مدت بیش از دو قرن مورد استفاده فرقه مزبور بوده و شاید یکی از علل عمده پایداری ساکنان قلعه گرد کوه قومس سال ها بعد از سقوط الموت در دست داشتن قلعه های بزرگ و نامرئی سارو و ذخیره مواد غذایی کافی در آن جا مهمتر از همه فاصله کم این دو دژ با گرد کوه که از بیراهه ده فرسنگ است می باشد.

به طوریکه اشاره شد. قلعه های سارو بر فراز صخره های عظیم طرفین مزرعه سارو واقعند. قلعه شمالی که نسبت به قلعه جنوبی کوچکتر است و «ساروی کوچک»نامیده می شود. بر اثر مرور زمان و سوانح طبیعی و همچنین خرابکاری افراد طماع برای بدست آوردن گنجینه تا اندازه ای ویران شده ولی اسکلت استوار و محکم آن از عظمت گذشته سخن می گوید.

قلعه جنوبی یا «ساروی بزرگ»بر روی قلعه کوه بلندتر و روبروی ساروی کوچک قراردارد شبیه دژ گرد کوه دامغان بنا گردیده و استحکام زیاد و راه صعب العبور آن این قلعه را در زمره مهمترین قلاع نظامی و دفاعی ایا لت قومس درآورده است. ظاهر ساختمان از سه طبقه تشکیل یافته و چنین به نظر می رسد که طبقه اصطبل ، طبقه دوم محل سکونت رعایا و خانواده آنان و طبقه سوم که دارای معبد و حمام و آبدارخانه بوده آن رابارگاه

می نامیده اند محل سکونت سبازان مدافع و بزرگان قلعه بوده است. در چهار جانب دو قلعه مذکور بر برج های مدوری به منظور دیده بانی ساخته شده است. در ساختمان قلعه های سارو،سنگ و گچ و آجر و ملات به کار رفته است.

یکی از نکات قابل ذکر در این قلعه ها وجود مجراهای زیرزمینی می باشد که به وسیله آن آب کلاته سارو را به بالای قلعه می رساندند بدین صورت که ابتدا چشمه هایی می زدند و مجرای زیرزمینی را در برابر آن کنده و به فاصله معینی سر آن مجراها را برای عبور جریلن هوا باز کرده اند. و برای آبرسانی در فواصل معینی در بالای مجراها و روی چاهها حفر شده لوله های میانی تهی برای عبور آب قرار داده و سطح آب تدریجا ًبالاتر می رفته و به قله آن می رسیده است.

 

برج چهل دختران

در اواسط خیابان شهناز و سر راه شهر به محلات ثلاث«کوشمغان،زاوغان و کدویر»و بین محله های کوشمغان و زاوغان برج کهنه و قدیمی و نیمه مخروبه ای وجود دارد که به نام برج چهل دختر یا چهل دختران نامیده می شود. وجه تسمیه این برج بدین صورت است که عده ای از مردم سمنان معتقدند که برج مذکور به وسیله چهل دختر که از دست تجملات و مادی گرایی کشیده و تارک دنیا شده بودند با گل و خشت ساخته شده است.

ولی قدر مسلم این است که تاریخ بنای برج یا آتشکده به زمان قبل از اسلام مربوط می گردد. همان طور که از نام کوشمغان«کوشک مغان»و زاوغان«زاویه مغان»که در نزدیکی برج قرار دارند بر می آید و با توجه به مقام مغ که پیشوای زردشتیان بوده اند می توان اطمینان داشت که برج مذکور زمانی آتشکده و یکی از اماکن متبرکه زردشتیان بوده است.

این بنا به صورت برج کثیرالاضلاع هشت ضلعی است که هر ضلع آن در خارج 5/4 متر است و در گذشته دارای سقف مخروطی بوده که در اثر سوانح طبیعی ویران گردیده ،این برج به علت آن که روی آن را با گل پوشانده اند از حالت کثیرالاضلاعی خود خارج شده در حالیکه داخل برج به صورت هشت ضلعی منتظم به ضلع 80/2 متر می باشد.

ارتفاع برج در بعضی قسمت 10 متر و در قسمت های دیگر که کمتر خرابه داشته به 12 متر می رسد ضخامت دیوار برج تقریبا ً50 تا 60 سانتیمتر است                                                                                    ناگفته نماند که به عقیده مردم سمنان برج چهل دختر یکی از بناهای شوهریاب سمنان است بدین صورت که دختران دم بخت برای باز شدن گره بخت خود و پیدا کردن شوهر به داخل برج می روند و سه تا هفت سنگ را از داخل به خارج پرتاب می کنند اگر سنگ به خارج برج بیفتد معتقدند که بخت آن ها باز خواهد شد و حتما ًهمان سال به خانه شوهر خواهند رفت در غیر این صورت می بایست برای بخت گشایی تا سال دیگر صبر کنند..              نظر به اینکه در پشت برج که قبلا ًگورستان بوده پروژه احداث کودکستان،دبستان و دبیرستان اجرا شده است بیم آن می رود که این بازمانده قبل از اسلام در خطر انهدام قرار گیرد.

 

شیر قلعه شهمیرزاد

در سه کیلومتری شمال غربی شهمیرزاد در دره خرم و سر سبز شیخ چشمه سر بر فراز کوه بلند و مرتفعی آثار قلعه کهنه و قدیمی به چشم می خورد که به شیر قلعه یا قلعه شیخ چشمه سر معروف می باشد.

به علت اینکه اطراف این قلعه را پرتگاههای خطرناک احاطه کرده و دارای راهی صعب العبور می باشد صعود به آن بسیار مشکل است. بنای شیر قلعه را نیز می توان در ردیف قلاع سارو و یکی دیگر از آثار قبل از اسلام بشمار آورد که چندی از مهمترین پناهگاههای اسماعیلیان ایران به خصوص قومس در قرن ششم و هفتم هجری نیز بوده لست.

قسمتی از این قلعه بر کوه و بخشی از آن در سراشیبی کوه ساخته شده است و بر حسب اینکه صخره های کوه فرورفتگی و بر آمدگی دارد بنای قلعه نیز به تبعیت از این دست اندازها دارای طرح کاملا منظم نیست و معهذا می توان تقریبا ًآن را به صورت مربع مستطیل دانست.

درچهار زاویه آن چهار برج مدور به منظور دیده بانی ایجاد گردیده که قطر آن ها تقریبا ًدو متر و ضخامت

دیوارهای برج تقریبا ًنیم متر و ارتفاع آن از صخره های کوه بیش از دو متر است که مطمعنا ًدر گذشته بیش از این بوده است.

درحال حاظر از دیوارهای اصلی قلعه قسمت غربی و شمالی آن به جا مانده و قسمت شرقی و جنوبی نیمه ویران هستند. در ساختمان دژشیر قلعه از سنگ های صخره های همان کوه استفاده شده است. به علت اینکه بخش داخلی قلعه ویران گردیده،نمی توان از نقشه داخل آن آگاه شد ولی در ضلع جنوبی آن آثار یک اتاق کوچک به چشم می خورد.

در ورودی قلعه از سمت جنوب بوده که امروزه به صورت مدخل بسیار کوتاهی از قطعه سنگ های صاف و کوچک دیده می شود. به طوریکه برای ورود یا خروج از آن باید بدن را تا کمر خم کرد.

 

آتشگاه سمنان

در جنوب محله اسفنجان و در کنار بلوار جدیدالاحداث سپاهیان انقلاب آتشگاهی وجود داشته که تا چندی قبل از آثار ستون های بنای آن نیز باقی بود. این ستون ها در میان حصار بلندی متعلق به دوره های قبل از اسلام واقع بوده است به طوریکه شایع است این آتشگاه اسپنژان رئیس گروه آریان ها که به امر مرزبان جمشید در سمت جنوب سمنان سکونت گزیده بودند ساخته شده است و بعدها کلمه اسپنژان در اثر کثرت استعمال به اسفنجان تغییر یافت و امروزه نیز به همین نام مشهور می باشد.

هم اکنون آثاری از ویرانه های آتشگاه در اواسط خیابان ششم به چشم می خورد.

 

قلعه زاوغان

همانطور که قبلا ًاشاره شد زاوغان یکی از محله های بسیار قدیمی سمنان است به طوریکه عده ای این محله را با محلات کوشمغان و کدیور را همان سمنک تاریخی می دانند.

با توجه به این قدمت و نام زاوغان قلعه مزبور را باید یکی دیگر از آثار قبل از اسلام دانست که چندی نیز مورد استفاده سادت سجادی و ابوالفضلی که در این محله ساکن بوده اند قرار گرفته است. مصالح ساختمانی این قلعه از خشت خام و گل بوده به همین جهت به مرور ایام به ویرانه تبدیل گشته است. تا این اواخر نیز ویرانه های آن پابرجا بوده لیکن در اثر سیل مهیب سال های اخیر باقیمانده آن به کلی منهدم گشت.

 

قلعه کوشمغان

قلعه کوشمغان در محله قدیمی کوشمغان از محلات سه گانه تاریخی قرار داشته است بطوریکه صنیع الدوله می نویسد :(طرف مغرب سمنان دو محله است که از محلات بیرون شهر محسوب می شود و آن زاوغان و کوشمغان است و کوشمغان ظاهراً از مغان می باشد و فعلا ً قلعه کهنه ایست خراب که خندقی داشته و به واسطه تخته پل وارد قلعه می شده اند حالا که خندق پر است و بر روی آن خانه ساخته اند مدخل ،بالا آمده معهذا از زیر قلعه سوراخ کرده به داخل قلعه می روند. در قلعه که از قدیم باقیمانده یکپارچه سنگ است. در قلعه کهنه هنوز چند خانوار سکنی دارند چون مغان سد نه آتشکده محبوس می باشد ظن غا لب آنکه وقتی آن جماعت در این محل ساکن بوده اند.)

قلعه مزبور در سال های اخیر به علت خرابکاری افراد و سیل و باران به کلی از بین رفته است.

 

قلعه های پا چنار

در جنوب شهر سمنان و در محله بزرگ اسفنجان آثار دو قلعه پر ابهت و قدیمی به چشم می خورد که به قلعه های پا چنار مشهوراند. قلعه های مزبور به صورت دژهای دوران باستان ساخته شده و از زمره قلاع بسیار مهم نظامی و دفاعی و تاریخی شهر سمنان بشمار می رفته است.

تاریخ بنای اولیه این برج وبارو و سایر متعلقات آن دقیقا ًروشن نیست ولی عدهای آن را به دوران طاهریان نسبت می دهند،محمد حسن خان صنیع الدوله در کتاب مطلع الشمس جلد سوم درباره قلعه های پا چنار می نویسد: «....در طرف جنوب شرقی شهر نزدیک برج میرزاعسگری ابنیه عظیمه قدیمه متعدد هست همه نزدیک به هم و بعضی را ده ذرع ارتفاع است و ظاهرا ًاین ها یک بنا بوده،برخی از اهالی شهر گویند از بناهای طاهر ذوالیمینن می باشد». در مجموعه ساختمان دو قلعه تاریخ یا سنگ نبشته ای که دال بر زمان بنای قلاع مذکور باشد ملاحظه

نمی شود لیکن با در نظر گرفتن طرز بنا و به کاربردن مصالح ساختمانی آن قدمت قلعه های پا چنار به دوران قبل از اسلام می رسد.

قلعه غربی پا چنار که بزرگتر و وسیعتر از قلعه شرقی است بیش از 13 متر ارتفاع و دارای دو برج دیده بانی مدور به قطر دو متر می باشد که در دو گوشه قلعه واقع شده و ارتفاع یکی از آن ها از سطح بام بلندتر است   ،سمت دیوار شرقی دیوار قلعه از نظر ساختمانی با آنچه که در سمت غربی دیده می شود فرق دارد در این قسمت از برج های دیده بانی اثری نیست بلکه عبارت از دیوار صافی است که نمای خارجی آن را ساختمان خانه های مسکونی پوشانده است. در بنای قلعه از مصالح ساختمانی چون خشت ها،خام بزرگ گل و سنگ استفاده شده.

سطح درونی قلعه بیش از دو متر از کف خیابان مجاور بلندترو برای رسیدن به کف قلعه باید سراشیبی که از قلوه سنگ های ریز و درشت فرش شده گذشت و از در چوبین کوتاهی وارد طبقه تحتانی شد.

قلعه غربی شامل دو طبقه نامنظم است که به وسیله 28 پله بلند و نا منظم به پشت بام راه می یابد بام قلعه دارای دو دخمه و طبقه دوم شامل دو اتاق 5/2 در 5/2 متر نسبتا ًسالم و چند اتاق کوچک دخمه ای شکل با درهایی بسیار کوتاه است.طبقه اول یا تحتانی شامل دالان بزرگ و بلند با سقف گهواره ای بلند و یک اتاق 3 در 4 متر و چند آغل و اصطبل است،ضخامت دیوارهای پایین قلعه تقریبا ًبیش از دو متر و قطر دیوار طبقات فوقانی بیش از یک متر می باشد.

در این دژ چند خانواده سکونت دارند. قلعه شرقی که در صد قدیمی قلعه غربی و در جنوب دبستان سپهر واقع شده کوچکتر از قلعه غربی است. ساختمان این قلعه نیز از خشت خام بزرگ ساخته شده و دارای یک برج دیده بانی نیمه ویران در ضلع شمالی قلعه می باشد. در کنار در ورودی پله هایی وجود دارد که به قسمتی دیگر از قلعه راه دارد این قسمت شامل چند اتاق و آشپزخانه می باشد.

ضخامت دیوارها در این قلعه بیش از یک متر است. به علت احداث ساختمان جدید دبستان سپهر قسمتی از این قلعه ویران گردیده و در حال حاضر کسی در آن سکونت ندارد از ان جا که بخش داخل قلعه نیز ویرانه ای بیش نیست به خوبی نمی توان از نقشه داخل آن با خبر گردید.

مساجد و مناره های قدیمی                                   بخش سوم:

1- مسجد جامع

2- منار سلجوقی

3- مسجد جامع زاوغان

4- مسجد جامع سرخه

5- منار و مسجد جامع علاء

6- مسجد شاه

 

مسجد جامع

مسجد جامع سمنان را می توان در زمره کهن ترین و قدیمی ترین آثار اسلامی شهر سمنان بشمار آورد که با توجه به گمانه زنی ها و حفاری های اخیر در قرن اول هجری بر روی خرابه های آتشکده بنا گردیده ولی در طول زمان تعمیرات،تغییراتی در آن به وجود آمده است و در حال حاضر در بنای کنونی مسجد آثاری از دوره مغول وتیموری دیده می شود.

مرحوم ضیع الدوله در کتاب مطلع الشمس «جلد سوم» درباره مسجد جامع می نویسد«....یکی دیگر از ابنیه متعدد سمنان مسجد جامع این شهر است و آن بنایی است قدیمی و عالی با تکلف و تأنق تمام و کمال استحکام در زمان میرزا شاهرخ تیموری بنا شده... مقصوره این مسجد مربع شکل متساوی الضلاع چهارقدم در چهارقدم می باشد،ارتفاع گنبد مقصوره تقریبا ً14 ذرع و ارتفاع ایوان 20 ذرع،دهنه ایوان ده ذرع،پیش روی اتاق فاصل ما بین ایوان و مقصوره را از اطراف کوچک کرده اند و شبکه آهن قرار داده و دور ایوانچه که این شبکه در آن است کتیبه ای است که بقیه کتیبه دور ایوان بوده و موقوفات جامع را ثبت نموده اند.»

در کتاب دیگرش مرات البلدان چنین نگاشته است:«گویند در زمان خلافت حضرت امیرالمومنین علیه السلام آن حضرت امر فرمودند که از تا بخارا هزارو یک مسجد بنا کنند ،در حکومت عبداله بن عمر اعیان سمنان مسجد حالیه این بلد را ساختند ولی این بنا را چندان عظمتی نبود به دفعات اشخاص عدیده بر بنای اول افزودند....»

بنای کنونی مسجد جامع مشتمل بر ایوان مقصوره،شبستان و صحن می باشد. ایوان آجری رفیع و بلند آن به ارتفاع بیش از بیست و یک متر در قسمت غرب صحن قرار دارد که در زمان سلطنت شاهرخ تیموری و به وسیله وزیرش خواجه شمس الدین علی با لیچه سمنانی و با استفاده از مال خالص وی و گنبد آن به وسیله خواجه ابو سعید در عهد سلطنت سلطان سنجر احداث گردیده است. در قسمت فوقانی ایوان و بر سه بدنه آن کتیبه ای از کاشی وجود دارد که از ضلع شمالی ایوان شروع شده وپس از گذشتن از ضلع غربی تا انتهای جنوبی ادامه می یابد بر این کتیبه عبارت زیر به خط ثلث سفید بر متن لاجوردی نوشته شده است:

[ اسمه القدیم ایلی و اولی باالتقدیم اتفق بناء العمارة المبارکة الشریفة فی ایام دولة ساطان الاعظم مالک رقاب الامم مولی ملوک العرب و العجم ظل الله فی الارضین المؤید بتائید رب العالمین باسط الامن و الامان....المؤمنین معین الاسلام و المسلمین شاهرخ شاه ادام الله ملکه و سلطانه و افاض علی العالمین مرحمته و احسانه و الموفق لبناءالخیر من خا لص ما له الاصحاب الاعظم دستور الوزراء فی الامم ملک الحاج و زائر الحرمین معز الدنیا و الدین ملک حسین بن الصاحب الاعظم خواجه عزالدوله و الدین محمد بالیچه سمنانی و کتب فی رجب سنه ثمان و عشرین و ثمانمائه(828 هجری)]

در پایین این کتیبه چند لوحه سنگی بزرگ دیده می شود مهمترین آن ها دو لوحی است مشتمل بر فرمانهای

پادشاهان صفویه که برای اطلاع قاطبه اهالی سمنان در ایوان نصب کرده اند. عبارت یکی از این دو لوح که در سمت راست در ورودی و پنجره مقصوره قرار دارد متعلق به فرمان تاریخی شاه صفی می باشد به قرار زیر است:

[ هواله سبحانه                            الملک لله                          یا محمد و یا علی ]

 

فرمان همایون شرف نفاذ یافت آنکه چون توجه خاطر خطیر معدلت اثر و تعلق ضمیر مرحمت گستر به تر فیه حال و فراغبال کافه برایا که ودایع و بدایع حضرت علی الخصوص شیعیان و محبان خاندان طیبین و طاهرین به درجه اعلی و مرتبه قصوی است و در زمان فرخنده نشان نواب گیتی ستان فردوس مکان جنت آشیانی (از اینجا به بالا رفته و در آن جا نوشته شده جد بزرگوارم طاب ثراه) نقدی ولایات شیعه عراق به موجب حکم لازم الاتباع گیتی ستانی (از اینجا به بالا رفته و در آن جا نوشته شاه بابا ام انار اله برهانه )موافق دستورالعمل آن اعلی حضرت شاه جمجاه جنت مکان علیین آشیانی مقرر شده بود که در دفاتر عمل نموده و عمل کرده دیناری پنج دینار از ابتدا توشقان ئیل سابق بر طرف نمایند و دوازده یک ایام رمضان المبرک عمال مذکوره از ابتدا توشقان ئیل سابق به تخفیف مقرر شد در معامله به چین کذاییل چون تشیع ارباب و اهالی و رعایا الکاءسمنان سمت ظهور یافته حسب الفرمان نواب گیتی ستانی مال دوازده یک رمضان محال مذکور نیز به تخفیف و تصدیق مقرر شده و در نیولا ارباب و اهالی واعیان ولایت مزبور سیما سیادت و نجابت پناه شریعت دستگاه نظاماللسیاده و الشریعه عبدالواسع و رفعت پناه عزت و معالی دستگاه حاجی الحرمین الشریفین نظاما میرزا ابوطالبا و سیادت و نجابت پناه نتیجة السادت العظام شمسامیر محمد طاهرا و رفعت پناه عزت دستگاه توفیق آثاری حاجی الحرمین آقا ملکی به درگاه جهان پناه آمده به سعادت بساط بوسی مجلس بهشت آیین استسعاد یافته و استدعا نمودند که چون در زمان نواب گیتی ستان فردوس مکان تشیع ایشان به درجه وضوح و ظهور پیوسته دوازده یک ایام رمضان ایشان نیز به دستور محال شیعه به تخفیف مقرر گشته تیولداران و همه ساله داران موافق عمل شیعه دستور العمل زمان اعلی حضرت شاه جمجاه جنت مکان علیین آشیانی با ایشان عمل نموده ،دیناری پنج دینار طلب ننمایند ایجابا ًلمسؤلهم بنا به ظهور تشیع ارباب و اهالی و صواحب و عجزه و رعایا الکاء مزبر توجه خاطر اشرف به تر فیه حال ایشان و شفقت مرحمت بی دریغ شاهانه درباره اهالی و اعیان و عجزه الکاءمذکور فرموده و از ابتدا سه ماهه بیلان ئیل مقرر فرمودیم که مستویان عظام کرام دیوان اعلی مال نقدی و بلده و بلوکات الکاء مذکور را سوای قریه سرخه موافق دستور العمل زمان شاه جنت مکان علیین آشیانی که در محال شیعه معمول است در دفاتر عمل نموده و دستور العمل دیناری پنج دینار را بر طرف نمایند که موجب رفاه حال و فراغ با ل شیعیان گشته در دعا گویی دوام دولت روز افزون افزایند و مثوبات آن به روح پر فتوح آن حضرت فردوس منزلت و روزگار فرخنده آثار همایون ما عاید گردد،حکام و تیولداران الکاء مذکور موافق عمل کرد شیعه با عجزه و رعایا ولایت سمنان سوای قریه سرخه عمل نموده و طلبی ننمایند و از مواجب همه ساله خود بر طرف دانسته ،به دیوان

آمده آنچه کسر نموده باشد عوض از دیوان باز یافت نمایند و اکثر تیولداران به رستن احداث نمایند به علت رسوم داروغگی که داخل احکام لیشان شده باشد و به مواجب حساب شود طلبی ننمایند و ارباب و اهالی و عجزه و اعیان و رعایا و زیردستان آن ولایت بر اینعطیه والا که دانسته درباره ایشان سمت ظهور یافت و مسرور و شادمان بوده آثار بهجت و شادمانی به ظهور آورند و آرزوی امیدواری تمام و استظهار مالاکلام به تکثیر زراعت و عمارت و آبادانی کوشیده در مراسم دعاگویی ثبات و بقای دولت ابد پیوند افزایند و صورت این حکم همایون را بر سنگی نقش کرده،در مسجد جامع و محل مرتفع که منظور انظار خلایق باشد نصب نمایند در این باب قدغن دانسته هر ساله حکم مجدد نطلبند و چون پروانچه به مهر اشرف رسد اعتماد نمایند . تحریر افیشهر جمادی الثانی 1039(هزارو سی ونه).

مفاد لوح سنگی دیگر که در لوح اول قرار دارد عبارتست از:

(بسم الله الرحمن الرحیم)

[ حکم جهان مطاع شد آنکه عالی جاه حاکم خوار و سمنان به شفقت شاهانه سر افراز گشته بداند که چون از هنگامی که مهره انجم بر تخته زرنگار فلک آبگون به دست قضا چیده و کعبتین عاج نیرین جهت تحصیل نقد سعادت کونین به نقش شش جهت گردیده،گنجور گنجینه وجود به مؤدای حقانیت اقتضای قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاءو تعزمن تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی ٍ قدیر، درهم و دینار تمام عیار دولت و اعتبار و زرده دهی پادشاهی و فرماندهی عرصه روزگار را جهت این دودمان خلافت و امامت و خاندان نبوت و ولایت در مخزن هستی ،در کمال تیز دستی محفوظ و مضبوط داشته جهت سپاس این نعمت بی قیاس و ادای شکر این عارفه محکم اساس در ینعهد سعادت مهد که عذرای دولت روز افزون در آغوش و لیلای سلطنت ابد مقرون دوش به دوش و اولین سال جلوس میمنت مأنوس و اوان شگقتای گلشن آمال عامه نفوس است،همت صافی طویت معدلت گستر و ضمیر منیر مهر،اضائت شریعت پرور به حکم آیه و وافی هدایه الذین ان مکانهم فی الارض اقاموالصلوة و اتو الزکوة و امرو بالمعروف و نهواعن المنکر باجرای اوامر و نواهی خالق کل عالم و خاتم النبیاء و رسل بفحوای صدق اتتمای اطیعوالله و اطیعو الرسول لعلکم تفلحون معطوف و مصروف داشته ،امر عالم مطیع شرف نفاذ یافت که مضمون بلاغت مشحون قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن ، پردگیان پرده گشا،پرده نشین وشاهدان چهره نما خلوت گزین بوده و به انامل عصیان نقاب بی شرمی از رخسار عفت باز ننموده،دامن زن آتش غضب دادار بی نیاز نگردند و ساکنان خطه ایمان و مقیمان دارالسعاده ایقان به مضمون حقیقت نمون یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون دست به آلت قمار دراز نکرده قبل از آنکه شطرنجی روزگار ایشان را در روز ممات مات و فیل بند ،حیث و هیمان هنگامه عصات ساخته معلوم شود که آنچه برده باخته اند،سالک طریق اجتناب بوده و به هیچ وجه پیرامون آن عمل شنیع نگردد و کل وجوه بیت الطف و قمارخانه و چرس فروشی و بوره فروشی ممالک محروسه را که هر سال مبلغهای خطیر می شد به تخفیف و تصدق فرق فرقدسای اشرف

مقرر فرمودیم در این ابواب صدور عظام و علمای اعلام وفق های اسلام و ثیقه انیقه علیحده مؤکده بلعن ابدی و طعن سرمدی که موحش و مزین به خط گوهر نثار همایون است به سلک تحریر کشیده اند می باید که آن عالی جاه بعد از شرف اطلاع بر مضمون رقم مطاع لازال نافذا فی القطار و الارباع مقرر دارد که در کل محال تیول آن ایا لت پناه ساکنین و متوطنین به قانون اطهر شریعت غرا و طریق اطهر ملت بیضا ناهج مناهج صلاح و سداد بوده مرتکب امور مذکوره نگردند و بدکاران در حضور اهالی شریف و کلانتران و ریش سفیدان محلات توبه داده و مرتکبین محرمات مذکوره را تنبیه و تأدیب و التزام بازیافت نموده و هرگاه اشتغال به آن افعال ذمیمه نمایند بر نهج شرع مطاع به اعمال شنیعه دیگری مطلع گشته اعلام نماید آن شخص را به نوعی تنبیه نماید که موجب عبرت دیگران گردد و آن عالی جاه به علت و جوهات مزبور چیزی بازیافت ننموده نگذارد که هیچ آفریده بدان جهت دیناری طمع و توقع نماید. و خلاف کننده از مردودان درگاه الهی و محرومان شفاعت حضرت رسالت پناهی و مستحقان لعنت و نفرین ائمه طیبین صلوات اله علیهم اجمعین اهالی و اوباش را از کبوتر پرانی و کرک دوانی و نگاهداشتن گاو و قوچ و سایر حیوانات جهت جنگ و پرخاش که باعث خصومت و عناد و انواع شورش و فساد است ممنوع ساخته،سد آن ابواب را از لزوم شمارند و دقیقه ای در استحکام احکام مطاعه و اشاعه و اجرای اوامر شریفه فرو گذاشت ننمایند و از جوانب برین جمله روند و رقم قضاشیم معدلت مضمون را بر عموم خلایق خوانده بر سنگ نقش و در مساجد جامعه نصب نمایند و در لین ابواب غدغن دانسته هر ساله رقم مجدد طلب ندارند و در عهده شناسند. تحریراً فی شهر شوال ختم بالخیر و الاقبال سنه 1106 .

پادشاهان  دهر  را   سرور                          شاه سلطان حسین دین پرور

جوهر آمد زکان عدل آن در                         گوش گیتی زصیت او  شد کر

چو در اسلام طبل شاهی زد                         رقم   نسخ    بر مناهی   زد

حکم حتمی برای ترک حرام                        کرد تبلیغ بر خواص و عوام

........ فیض     کامل    شد                         که به خلقان چو وحی نازل شد

خسرو کامکار و عالی شأن                         صاحب جاه و رتبه  رستمخان

چون به جریان حکم شد مأمور                     شد منقش به حکمش این دستور

باد،  از  یمن  ایزد  متعال                          اجر........................... اقال

این رقم را به یادگار کشید                         حسن  حاجی   و   فقیر   سعید

این لوح متعلق به فرمان تاریخی شاه عباس است.

از مضمون سومین لوح که قرینه دو لوح مذکور است چنین مستفاد می گردد که در سال 1021 ه. ق فرمانی صادر شد که به موجب آن بعضی اضافات ظلم و تعدی و مالیات از شیعه عراق رفع شده و لوح سنگی دیگر که بالای در سمت شمال غربی وجود دارد فرمانی مشتمل بر بخشش تمغا و هوایی سمنان است که در سال 962 هجری قمری صادر شده است.

دهنه ایوان 40/10 متر و در پشت آن مقصوره ای مربع شکل به طول و عرض 14 قدم و به ارتفاع 5/14 متر وجود دارد که به وسیله دو درب کوچک طرفین محراب ایوان به صحن و به کمک چند در کوچک و بزرگ به شبستان های اطراف راه می یابد. تزیینات کاشی کاری ایوان منحصر به کتیبه فوق الذکر و پشت بغل های کوچک اسپر دوم جرزهای طرفین ایوان است که با کاشی های فیروزه ای زینت یافته است. صحن مسجد به شکل مستطیل به طول 27 متر و عرض 25 متر میباشد، شبستان شمالی مسجد جامع مشتمل بر 16 ستون مدور و    قطور است که بر روی آن طاق ها ضربی شبستان استوار گردیده

این شبستان به وسیله خواجه نظام الدین سمنانی بنا گردیده. در نفیس شمالی که مسجد را به خیابان شاه و بازار شیخ علاءالدوله مربوط می سازد و دارای کنده کاری بسیار زیبایی می باشد در کنار این شبستان قرار دارد.

شبستان شرقی که به وسیله در ورودی جنوب شرقی از شبستان جنوبی و به وسیله در شمالی از شبستان شمالی جدا میگردد به همت کیقبادبن ملک شرف الدین سمنانی وزیر امیر تیمور گور کانی ساخته شده است. این شبستان به وسیله هشتی کوچک با طاق گنبدی کم خیز مزین به تزیینات معلقی بسیار زیبا به بازار حضرت راه می یابد. این هشتی را دو راه پله بلند و تاریک به پشت بام متصل می کند. در جلوی در ورودی شرقی که به نام جلوخان مشهور است فضای هشت ضلعی بزرگی با پشت بغل های کاشیکاری وجود دارد. بز بالای سر در ترکیبی از آجر و کاشی های رنگارنگ که کلمات الله،محمد(ص)، علی،فاطمه،حسن، حسین به نمایش می گذارد به چشم می خورد.

در گوشه شمال شرقی این شبستان منار سلجوقی به ارتفاع 20/31 متر واقع است که در ورودی آن در این شبستان باز می شود. درهای غربی شبستان از چوب گردو و در قسمت فوقانی هلالی شکل و به اندازه عرض و بلندی طاق می باشد.

شبستان جنوبی مشتمل بر 16 ستون مدور در وسط و هشت و نیم ستون در طرف دیوار شرقی می باشد که پایه های 27 طاق شبستان را تشکیل می دهد. این شبستان در زمان ارغون خان و به وسیله وزیرش شیخ علاءالدوله سمنانی احداث گردیده و در عهد ساطنت فتحعلی شاه قاجار توسط ذوالفقار خان سمنانی حاکم سمنان،دامغان،شاهرود و بسطام نسبت به تعمیر آن اقدام گردید. درب ورودی جنوب شرقی که در گوشه مسجد قرار دارد به وسیله راهروی کوچکی به هشتی بزرگی متصل می شود که دارای حوض خانه، وضوخانه،توالت می باشد. در گذشته حوض بزرگی در وسط وضوخانه وجود داشته که دست اوقاف است و از موقوفا ت آن می توان باغات اطراف مسجد،حمام پهنه به علت غیر بهداشتی بودن آن پر و تسطیح گردیده است. اداره مسجد جامع در آن را نام برد. مسجد جامع سمنان که از نظر ساختمانی در اختیار سازمان ملی حفاظت آثار باستانی می باشد تحت شماره 163 جزو آثار ملی به ثبت رسیده است. تعمیرات و ترمیماتی که توسط انجمن آثار ملی با صرف هزینه قابل توجهی انجام گردیده به شرح زیر است:

1- نوع مصالحی که که در قسمت های مختلف مسجد و نوع اندودهایی که در سه شبستان شمالی و غربی و جنوبی به کار رفته است مشخص کرده اند.

2- چون ایوان مسجد در ابتدا با نمای آجری بوده است و در گذشته روی آن را با گچ اندود کرده اند برای اینکه ایوان به صورت اولیه خود برگردد، اندود گچ را از روی نمای آجری برداشته و پس از تعمیرات لازم و مرمت بالای ایوان با آجرهای مشابه و مستحکم نمودن قوس آن تمام قسمت های شمالی، جنوبی،شرقی و غربی چپ و راست ایوان را کاملا ًبند کشی کرده اند.

3- چند ستون در قسمت در ورودی بسته شده است.

4- عملیات تحقیقاتی و کاوش در داخل ایوان و حیاط و شبستان شیخ علاءالدوله که منجر به پیدایش یک ساختمان قدیمی در ایوان و حیاط که به احتمال زیاد مربوط به قبل از اسلام و آتشگاه بوده است. این بنای قدیمی به صورت دو جرز خشتی به قطر 10/2 متر و یک قسمت آجری می باشد.

5- از قسمت های کشف شده عکس و نقشه برداری کرده و سپس اطراف ستون های مکشوف را به وسیله آجر لاپک چینی نموده و پس از آن حفره های ایجاد شده را با خاک پر کرده اند.

6- به منظور مشخص کردن کف آجری اصلی در حیاط مسجد خاکبرداری کرده اند.

7- در قسمت شمالی با آجر نما سازی شده است.

8- در شبستان شیخ علاءالدوله مطالعه کرده و به شرح زیر نسبت به تعمیر آن اقدام نموده اند:

الف: بستن و محکم کردن کلیه ستون ها و دیوارها.

ب: نماسازی چهار دهانه شبستان شمالی.

ج: خاک برداری از پشت بام شبستان به منظور سبک کردن آن و ایجاد و ساخت کوره پوش در پشت بام و ایزولاسیون و شفته ریزی بدون آهک و اندود کاهگل و آجرفرش بام شبستان.

د: شفته ریزی در کف شبستان.

ه: عملیات تأمین روشنایی برای شبستان.

و: آجرفرش کامل در شبستان و بندکشی آن.

ز: اندودکاری گچ خاک و گچ در داخل شبستان.

ح: ساخت نورگیرهای گچی و نصب آن در شبستان.

9- سبک کردن بام شبستان جنوبی و کوره پوش و کرم بندی و ایزولاسیون آن.

با آنکه قسمتی از بازار شیخ علاءالدوله متصل به حد شمال غربی مسجد جامع تا کف اصلی خاک برداری شده و دو مغازه متصل به مسجد تعمیر و به صورت اولیه برگشته است و راهروی شمال غربی مسجد نیز در دست تعمیر می باشد. هنوز کارهای زیادی باقی مانده است که سازمان ملی حفاظت آثار باستانی با علاقه بسیار شدیدی کارهای باقی مانده را دنبال می کند.

 

منار سلجوقی

این منار که در اعداد زیباترین منارهای تاریخی دوره سلجوقی است در گوشه شمال شرقی مسجد جامع و در کنار شبستان شرقی واقع شده و به منار مسجد جامع نیز معروف می باشد.

به طوریکه از کتاب مرات البلدان نوشته صنیع الدوله بر می آید این منار در زمان وزارت خارجه ابوسعید سمنانی و خواجه نظام الدین در عهد سلطنت سلطان سنجر ساخته شده است ولی طبق مفاد مقاله سمنان در دایر المعارف اسلامی و همچنین افادات استاد مجتبی مینوی و طبق کتیبه ای که در اطراف منار وجود دارد و به خط کوفی است منار سمنان را امیر اجل بختیار حاکم معروف ایا لت قومس در دوره ی غزنویان و ممدوح استاد            منوچهری دامغانی شاعر بزرگ قرن پنجم در بین سال های 417 تا 466 بنا کرده است.

صنیع الدوله در کتاب مطلع الشمس درباره منار سمنان می نویسد:« منار در ضلع شمال مسجد است ارتفاع آن از روی بام مسجد تا انتها 25 ذرع است و ارتفاع پایین بام 5 ذرع است بنای منار قدیم از جنس منارهای دامغان است و در طرف بالا دو دور کتیبه ایست به خط کوفی». جرج ناتا نیل کرزن انگلیسی که در سال 1891 میلادی از سمنان دیدن کرده درباره منار سلجوقی می نویسد: «این منار که در وسط بازار و متصل به مسجد جامع است با مناره دامغان برابری می کند. ارتفاع آن یکصد پا و چند پله دارد که تا نوک آن بالا می رود و در آن جا گلدسته ایست که زلزله و طول زمان آن را کج کرده است».

واسیلی ولادیمروویچ بار تولد مستشرق روسی در کتاب تذکره ی جغرافیایی تاریخی ایران چنین نگاشته است :« در دامغان و سمنان منارهایی از قرون وسطی باقی مانده که طرز معماری آن شبیه منار خسرو جرد سبزوار است».

ارتفاع منار کنونی از سطح قاعده 20/31 متر و از روی بام 75/25 متر می باشد که به علت وجود شبستان شرقی در پای منار قریب 5/5 متر قسمت تحتانی آن دیده نمی شود، محیط مناره محاذی بام مسجد بیش از 5 متر می باشد. در قسمت پایین منار از روی بام بعد از قریب دو متر آجر چینی تزیینی کتیبه ای به خط کوفی به چشم می خورد و بعد از آن 4 بخش با تزیینا ت آجری متفاوت ایجاد شده است که این قسمت های چها رگانه با طرح های متنوع خود جلوه خاصی به این بنا بخشیده اند. تناسبی که بین این بخش ها از نظر تزیینات و طول آن ها در نظر گرفته اند حاکی از آشنایی کامل هنرمندان به اصول مربوط به انتخاب ابعاد متناسب می باشد و همین دقت و ذوق است که منار سلجوقی را به صورت یکی از زیباترین آثار معماری ایران در آورده است. در بالای تزیینات آجری کتیبه ای به خط کوفی وجود دارد که نام ابو حرب بختیار و تاریخ بنای منار بر آن نقش بسته است. تاج یاکلاهک منار که به شکل هشت ضلعی است دارای مقرنس های آجری با پشت بغل های کوچک از کاشی به رنگ فیروزه ای می باشد

درون طاس ها یا سوسن مقرنس سوراخ های ریز و جا لبی تعبیه شده است. در اطراف مؤذنه منار نرده

های مشبک چوبین زیبایی به رنگ سبز نصب گردیده است.

این منار دارای 91 پله مارپیچی می باشد که تا اول مؤذنه بالا می رود و فضای داخل آن به وسیله چند منفذ که از خارج نور می گیرد روشن می شود. منار سلجوقی تحت شماره 162 توسط انجمن آثار ملی به ثبت رسیده است. شایعه ای که در مورد این منار بر سر زبان هاست جنبیدن آن است که حتی چندی سوژه داغ مطبوعات بود لیکن نگارنده تا کنون ملاحظه نکرده ام. عده ای از مردم سمنان معتقدند که منار سلجوقی یک بنای شوهریاب است و بدین صورت که دختران دم بخت به منار می روند هر پله یک حبه قند می گذارند و یک دانه گردو می شکنند، تا بالای منار . و معتقدند که حا جتشان روا می شود.

 

مسجد جامع زاوغان

مسجد جامع زاوغان در شمال محله زاوغان و پایین تر از چاه آب و در میان باغ های سرسبز واقع شده است این مسجد که بناهای قرن دوم هجری و مربوط به دوره تسلط علویان در این سرزمین می باشد به وسیله سید ضیاءالدین محمد فرزند بزرگ و جانشین سیدزین الدین علی صالح پسر عبیدالله بن حسین اصغربن امام زین العابدین علیه السلام بنا گردیده. مصالح ساختمانی که در این مسجد به کار رفته آجر،گچ،سنگ، خشت خام می باشد مسجد جامع زاوغان شامل ایوانی بلند است که ارتفاع آن بیش از ده متر و روبه مشرق قرار دارد. در طرفین ایوان دو گوشواره دو طبقه ساخته شده که سقف گوشوار زیرین دست چپ ایوان فرو ریخته است. در سمت راست ایوان دو ستون خشتی بلند و قطور و مخروبه ای به چشم می خورد. چنین به نظر می رسد که در گذشته در ورودی مسجد از این راه باز می شده و یا راه ورودی به شبستان بوده است. در پشت حجره های پایین اتاق هایی وجود داشته که به وسیله یک راهروی کوچک و تنگ به داخل ایوان راه می یافته است. به علت اینکه قسمت اعظم این بنا ویران گشته نمی توان به خوبی از نقشه داخلی آن اطلاع حا صل کرد. ناگفته نماند از آنچه که از این مسجد باقی مانده می توان به قوس بلند ایوان اشاره کرد که دارای تزیینات آجری به صورت مربع های کوچک و بزرگ تو در تو می باشد. آثار خرابه این مسجد هم اکنون در سمت غربی نهر میان زاوغان نمودار است.

مسجد جامع سرخه

این مسجد که در قصبه سرخه و در کنار تکیه مسجد جامع قرار دارد و از بناهای قرن اول هجری است. مسجد جامع سرخه در طول زمان چندین مرتبه خراب و بعد تعمیر و مرمت گشته و تغییراتی در آن نیز به وجود آمده. یکی از الحاقات این مسجد شبستان بزرگ است که به چهل ستون شهرت دارد.

به طورکلی مسجد جامع فعلی دارای دو شبستان بزرگ است که قریب دو متر از سطح کوچه مجاور پایینتر می باشند. شبستان غربی که بازمانده قرن اول هجری است شامل شش ستون قطور چهارگوش با زوایای بریده

می باشد که طاق ضربی مسجد بر روی آن ها و دیوار شبستان قرار گرفته است. شبستان فوق الذکر را دو در شرق و غربی به بیرون متصل می کند. این شبستان از مساجد اهل تسنن بوده و آیاتی از قرآن در اطراف محراب نوشته بوده ولی چندی قبل که اطراف محراب فروریخته کتیبه آن نیز از بین رفته است. در داخل چشمه های طرفین شبستان پنجره هایی تعبیه شده که از خارج نور می گیرد.

برای وارد شدن به شبستان جدید که طبق نوشته در ورودی در سال 1294 هجری قمری ساخته شده است باید از یک هشتی بزرگ و جا لب که قریب دو متر از سطح کوچه مجاور پست تر است عبور نمود و پس از گذشتن از درگاه کوتاهی وارد شبستان شد.

صحن مسجد وسیع و تقریبا ً مخروبه است و در اضلاع آن طاق نماهای قوس دار کم عمق دیده می شود. بر سر در ورودی مسجد که بین دو شبستان قرار دارد کتیبه مستطیل شکل از کاشی به چشم می خورد که زیر عبارت «مسجد جامع سرخه» آیه ای از قرآن کریم به خط ثلث سفید بر متن لاجوردی نوشته شده است. و در انتها به جمله مهرماه 1345 ختم میشود.

 

منار و مسجد جامع علاء

مسجد جامع علاء در 9 کیلومتری جنوب شرقی سمنان و در میان کوچه های قدیمی و کج و معوج بخش علاء واقع بوده و یکی از مساجد قرن اول هجری بشمار می رفته. بر سر در این مسجد که در سال 70 هجری ساخته شده است کتیبه ای از جنس فیروزه وجود داشته که به وسیله یکی از جکام سمنان شبانه کنده و ربوده شده است. مسجد مزبور در سال های اخیر ویران گشته و مسجد دیگری در سمت جنوب آن ساخته اند. منار علاءکه در کنار ویرانه های مسجد قدیمی واقع شده بیش از ده متر بلندی دارد ولی ارتفاع آن در گذشته بیش از ارتفاع فعلی بوده که متأسفانه ویران گردیده است. تزیینات آجری منار عبارتست از سه ردیف قطاربندی در وسط و قسمت فوقانی منار که به کمک یک رج آجر که به طور سه گوش قرار داده شده است. قسمت دیگر آن را تزیینات آجری ساده تشکیل می دهد بدین ترتیب که آجرها از طرف نره آن کنارهم و با فاصله کم چیده شده اند. منار علاءتا چند سال پیش فاقد گلدسته بوده ولی اخیرا ً گلدسته دیگری از جنس آهن بر فراز آن ساخته شده است که به هیچ وجه با ساختمان قدیمی هماهنگی ندارد.

تاریخ اولیه بنای منار را همزمان با بنای منار مسجد جامع سمنان می دانند بدین ترتیب که بین سال های 417-466 به وسیله ابو حرب بختیارحاکم قومس در زمان غزنویان ساخته شده است. به طوریکه در بین مردم شایعه است این منار مانند منارجنبان اصفهان می جنبد و لرزش آن نیز محسوس است.

مسجد شاه

یکی از مهمترین و زیباترین بناهای تاریخی که شهر سمنان را اعتباری خاص بخشیده است مسجد شاه یا

سلطانی و یا مسجد فتحعلی شاه است که از هر جهت به بناهای مساجد همزمان خود یعنی مسجد شاه تهران،کاشان و قزوین و بروجرد برتری دارد.

این مسجد که در خیابان شاه و روبه روی میدان تیرانداز واقع شده ،از لحاظ دارا بودن ایوان های متعدد ، شبستان های وسیع، حجرات اطراف، کاشیکاری زیبا بی نهایت جالب و جذاب است. در مورد تاریخچه ساختمان این مسجد چنین آمده که: فتحعلی شاه قاجار ذوالفقار خان سمنانی را که یکی از دوستان وی بشمار می رفت، بر اثر ابراز لیا قت و دلاوری در جنگ هرات به حکمرانی سمنان،دامغان،شاهرود،بسطام منصوب کرد. این حاکم جبار در مدت حکومت خود برای جمع آوری مال و ثروت دست به تظلم و بیدادگری زد. چنانکه از دیوان ابوالحسن یغمای جندقی که بیشتر در هجو این حاکم ستمگر سروده بر می آید ظلم و ستم را بدان جا می رساند که خانه این شاعر پر احساس دوره ی قاجاریه را غارت می کند و میرزا مهدی یاهو متخلص به فقیر وارسته سمنان را به جرم حق گویی زبان می برد. به همین جهت افراد متشخص و شخصیت های برجسته منجمله حاجی سید حسن حسنی «محبوب به علی شریعت پناهی دانشمند معروف و صاحب کتاب منهاج العارفین» ترک دیار نمودند.

مسجد سلطانی دارای چهار در ورودی از طرف شمال ،جنوب، شرق و شمال شرقی است و به استثنای در شمال شرقی که به وسیله یک دالان طولانی به تکیه معروف پهنه راه دارد سه در دیگر دارای هشتی و دالان و دهلیز هستند و فقط سر درهای شمال و شرق است که دارای تزیینات مقرنس کاری گچی بسیار زیبا و دو گوشواره دو طبقه در طرفین باپشت بغل های کاشی کاری می باشد. هشتی های شمالی، جنوبی و شرقی که شامل طاق های آجری گنبددار، طاق نماهای متعدد با لچکی کاشی کاری هستند به وسیله دو دهلیز از دو طرف ایوان ها به صحن وسیع مسجد متشکل از باغچه های مشجر و آب نمای بسیار بزرگ مربوط می شوند.

در پیشانی سر در شمالی کتیبه ای از کاشی لاجوردی وجود دارد که مفاد آن چنین است:

« در عهد دولت همایون محمدرضا شاه پهلوی و تولیت حقیر سید کاظم شریعت پناهی این بنای رفیع به دست حسین ایلیاء اصفهانی کاشی ساز و استاد فرج الله معمار سمنانی و به سعی آقای معصومی تعمیر و مرمت شد. فی رمضان المبارک 1368 قمری 1328 شمسی».

در پایین این کتیبه و زیر مقرنس کاری های سر در مسجد قطعه سنگ مرمری است که در آن نصف قصیده محمد حسین خان کاشانی متخلص به عند لیب که در تاریخ بنای مسجد و مدح فتحعلی شاه سروده شده و به خط نستعلیق حجاری گردیده است:

چه باشد آفت معدن چه باشد  فتنه دریا

کف بخشنده  خاقان  ،  دل رخشنده دارا

شهنشاه جهان فتحعلی شه آنکه از رایش

بگرد خاک گردد روزوشب آتش بجان بیضا

اگر نبود زرشک جاه او این چرخ بررفته

چرا دارد هزاران  داغ  بر دل ز اختر رخشا

سخابادست اودانی چه باشدلیلی و مجنون

کرم با طمع او دانی چه باشد و امق و عذرا

زجودش هرکجا ذکری سخاوت خجلت حاتم

زعد لش هرکجا نامی عدالت شنعت کسری

رسن ریسان بعهدش کلبه رشک روضه مینو

کشاورزان  بدورش  دکه  شرم  گنبد  مینا

زجاه عالیش یک پله این نه طارم علوی

زرای روشنش یک پرتواین هفت اختررخشا

فتوت در جبین او چو فروتاب در اختر

جلالت در وجود او چو بو و رنگ در صهبا

ستم در دور آن آمد دوان در سایه آهو

جفا در عهد او باشد  نوان در بنگه عنقا

هباگنج فریدون چوآنکه اودرگوشه ایوان

هدر خون تهمتن چو آنکه  او در پهنه هیجا

چوتیغ آردبکف درگاه کین بررودکان آدم

چوتیرآردبزه در پشت زین برزادگان حوا

بمویه این سخن برلب چه بود می عنین

بنا له این نوا در دم چه بودی  بودمی نازا

خم چرخش بچنگ اندرکه چاچی چرمم این شایان

دم مارش بشست اندرکه توری تیرم این زیبا

ستایش راندیزدانراکه دوران بربکامم شد

بکاری خوشدل امروزم که کارآید مرا فردا

طلب فرمودبنایان چابکد ست کارآگه

کشان صد چون سمنار آمده  شاگردک  بنا

بسمنان داد فرمان تاکه عالی مسجدی شایان

بنا  آرند و نیت  نی  بجز دادار بی  همتا

یکی میرحسن اسم حسن رسم نکوسیرت

که  باشد  پیروی از  پیروان  سید  بطحا

بفضل و علم باشداو بگیتی آن چنان کامد

ارسطویش یکی بنده فلاطونش یکی  لالا

زند کرکس  بدانایی برش دم  یا  ببینایی

نشد کارش برسوائی چنان چون بلعم وزرقا

ملک فرمودچون آن مایه وربودی بدین پایه

چنین مسجدبسعی این چنین کس بایدی برپا

نصف دیگر همین قصیده بر روی سنگ مرمری که در بالای در جنوبی مسجد نصب شده حجاری گردیده است:

بیک ایمای گنجوران رساندندی ههی بدره

بهر سیم  ورزش  فری ز نام  نامی  دارا

همی سیمی که رومی داده تحفه یکسره خالص

همه زری که جزیه داده چینی یک تنه سارا

سپرداورا و فرمان داد تا هم مسجدی نیکو

که قندیل آیدش گردون بهرایوان عرش آسا

گرفت آن سیم وزرراازملک آن میرفرخنده

بسال دو بسازآورد چون این هفت تو اورا

چومسجدآن چنان مسجدکه بیم روزوشب یکسر

بخاک آستانش  سجده  بر نه  گنبد  خضرا

چه مسجدکعبه علیا نه ازآن برتری دارد

درین باشد ملایک اندر آن جا داشن عزا

چه مسجدپایه ستوارآن گردیده ماهی پو

چه مسجد قبه  ایوان  آن  گردیده  مه  پیما

زآب صاف آن تشویرها برچشمه کوثر

ز خاک  پاک آن  تشنیعها  بر عنبر سارا

بشام وبام ریگ جوی آن تسبیح گوباشد

همانا  آمده  در آن  سراسر سبحه  حصبا

توراآن پایه باشدای خجسته مسجدعالی

که  آمد چون شتالنگی  بپا یت  گنبد  مینا

زخاک پاک توکزرشک آن خون شددل نافه

کندرضوان درآذین غا لیه برپرچم حورا

بشمسه سقف تومهر فروزان آمده واله

بپایه  قدر تو  چرخ  فرازان  آمده   شیدا

عجب نبود که اندرجوف گردونی وزان بیشی

ببین در یک بدستی آینه  گردون بود پیدا

مهمیراکه درتوکس زایزدخواستارآید

توگویی می رسد حکم قبولش پیشترزانشا

سجودی درتواجرش آنچنانکه مردحق بینی

برداندر عبادت عمرخود در مسجد اقصی

گنه کاری اگرخواندبصحنت پاک یزدان را

نه جز لبیک او را در رسد از عالم   بالا

روان قدسیان عرش دروجدوسماع آید

زتسبیحی که درصحن توداردصخره صما

غرض چون این خجسته مسجدازشاهنشه کیهان

بپایان آمد از هر در همه  شایسته  و زیبا

بگفتا عندلیب ازبهر تارنج بنای آن

بپایه  مسجد   فتحعلی   شه    کعبه   علیا

الا تانام مسجدزاهدان راهست عیش آور

الا تا ذکرمنبرواعظان راهست روح افزا

نیازآرابمهرت آیدی هفت اختررخشان

نمازآور بشخصیت باشدی نه گنبد خضرا

همان طور که از اشعار این دو کتیبه مستفاد می گردد سال اتمام بنای مسجد سال 1242 هجری قمری می باشد ولی این تاریخ با تاریخ وقفنامه ای که در بالای سر در شرقی است سال 1243 هجری را سال اتمام بنای مسجد می داند مغایر است.

این مسجد به فرم چهار ایوانی می باشد که دو ایوان شمالی و جنوبی کوچکتر و ارتفاع هر کدام 11 متر است و از هر نظر باهم شباهت دارند .

بر سه بدنه داخلی ایوان ها کتیبه ای به خط ثلث عالی وجود دارد که بر آن سوره مبارکه لااقسم به رنگ سفید در متن لاجوردی نوشته شده و انتهای آن به عبارت زیر به خط نستعلیق ختم می شود« کتبه العبد محمدحسین الاصفهانی،کاشی تراش این مسجد عمل استاد علی اکبر کاشانی خلف استاد غلامعلی کاشی پز».

بر بالای دهلیز های ورودی طرفین ایوان دو غرفه یا گوشواره با تزیینات مقرنس کاری گچی مشاهده می شود که در پشت هر کدام اتاقی ساخته شده است. اطراف ایوان ها و رواق ها را طرح های زیبای فیروزه ای بر متن آجر، زیبایی خاصی می بخشد ازاره هر دو ایوان به ارتفاع یک متر از کاشی هفت رنگ تشکیل یافته، کاشی کاری اطراف قوس ایوان و پشت بغل های ایوان نیز قابل ذکر است. دو ایوان دیگر یعنی شرقی و غربی فوق العاده زیبا و بزرگ می باشند.

ایوان غربی مفصل تر و زیباتر از ایوان های دیگر است،5/19 متر ارتفاع دارد. در اطراف این ایوان عبارت«یا الله یا محمد یا فاطمه یا علی .........تا دوازدهمین امام» با خط بنائی سیاه در متن سفید نوشته شده است.

بر دو جرز طرفین ایوان چهار اسپر جالب دیده می شود. اسپر پایین شامل یک بیت شعر به خط نستعلیق سفید بر متن آبی می باشد بدین مضمون:

زابراهیم درآمد گر بنای کعبه بطحا

......بسمنان کعبه فتحعلی شه پا

محمدطاهر نوری 1242

در داخل ایوان کتیبه ای به خط ثلث سفید بر متن لاجوردی وجود دارد که از ضلع شمالی ایوان شروع شده و پس از عبور از ضلع غربی تا انتهای ضلع جنوبی ادامه می یابد در وسط کتیبه بر بالای مدخل ورودی مقصوره نام حضرت خاقان فتحعلی شاه قاجار و تاریخ اتمام بنا سال 1242 به خط ثلث زرد بر زمینه لاجوردی مشاهده می گردد ازاره ایوان از سنگ مرمر مرغوب می باشد که خطوطی بر حجاری شده است.

کاشی کاری طاق نماهای پایین ایوان که در سال 1328 شمسی صورت گرفته و همچنین معلقی قسمت فوقانی ایوان که به ترتیب از بالا به پایین عبارت یا الله، یا محمد، یا علی، یا فاطمه، یا حسن و یا حسین را در بر دارد این ایوان را زیبایی خیره کننده ای بخشیده است. در وسط قوس ایوان و در میان طرحی زیبا از کاشی گوی فیروزه ای درشتی آویزان است. برخی از مردم سمنان معتقدند که در صورت انهدام و ویرانی مسجد با بهای این گوی می توان ساختمان مسجد را دوباره بنا نمود. در پشت ایوان غربی مقصوره ای زیبا و پر ابهت به ارتفاع 21 متر قرار دارد که می توان آن را به حق یکی از آثار گران بها و در حقیقت گنجینه ای از معماری و نقاشی دانست که هر قسمت آن معرف هنر و ذوق سازندگان آن می باشد.

گچ بری های زیبا و ظریف و طاق نماهای تو در تو و متناسب با نقوش فروان و نقاشی های جالب جلوه فراوانی به این مسجد داده است. مقصوره مسجد مربعی شکل می باشد که قسمت فوقانی آن به وسیله طاق نماها و فیل پوش های تودرتو با نقاشی های بدیع و به کمک پا باریک ها و کاربندی مثلث شکل به صورت طرح تقریبا ً مدور در آمده و پوشش گنبد کم خیز مقصوره روی آن استوار شده است. نقاشی و گچ بری های سقف به صورت پارانشیمی است که سلول های محیطی نسبت به سلول های مرکزی بزرگتر و در آن ترکیباتی از کلمات یا الله ،یا محمد ،یا علی ،یا فاطمه ،یا حسن ،یا حسین نوشته شده است.

در پایین این نقاشی و در میان سلول های محیطی هشت پنجره کوچک بر بالای طاق نماها و فیل پوش ها تعبیه شده که نور داخل مقصوره را تأمین می کند. کتیبه زیر گنبد از کاشی های لاجوردی تشکیل یافته که سوره ای از قرآن مجید به خط ثلث سفید بر آن نقش بسته است. در زیر طاق نماها نیز کتیبه ای دیگر به خط ثلث وجود دارد. در ضلع غربی  مقصوره و رو به  قبله محراب بسیار زیبایی  با مقرنس های گچی بسیار جا لب و پشت بغل های مزین به گچ بری های ارزنده دیده می شود در اطراف محراب آیاتی از قرآن مجید به خط برجسته و در سه بدنه آن کتیبه ای به خط ثلث در متن لاجوردی وجود دارد که در انتهای هر کدام از آن ها سنه 1242 به چشم می خورد.

کف محراب از سطح مقصوره به اندازه 15 سانتیمتر پایین تر و ازاره آن به بلندی بیش از یک متر از کاشی های هفت رنگ ساخته شده است. در سمت چپ محراب منبر مرمر 11 پله ای قرار دارد که در بالای آن یک قطعه سنگ مرمر حجاری شده مزین به نقوش زیبا جلب نظر می کند. در قسمت فوقانی محراب عبارت نقاشی از فرج الله معمار سمنانی دیده می شود. در بالای مقصوره ایوان غربی گلدسته ای وجود دارد که شامل گنبد کوچکی با پوشش کاشی های فیروزه ای و ساقه هشت ضلعی بلند است در طرفین این ایوان دو منار بنا شده که تا نزدیک بالای ایوان رسیده ولی نیمه تمام مانده سابقه ی بنای دو منار را چنین می گویند: شخصی شروع به ساختن دو منار کرد و از یغمای جندقی شاعر معروف دوران قاجاریه که در آن زمان در سمنان اقامت داشت درخواست کرد تا شعری راجع به تاریخ بنای منار و مدح بانی آن بسراید.

با توجه به ماده تاریخ بنای منارهای مسجد شاه که برابر است با مصراع آخر بیت،معلوم می شود که ساختن منارها را پیش از اتمام مسجد شروع کرده اند. به طوریکه گفته اند بانی منار با شنیدن این اشعار از خجالت و شرمندگی سمنان را ترک کرد و بنای مناره ها نیمه تمام ماند. در طرفین ایوان غربی دو شبستان شامل چهل طاق و سی ستون مدور و قطور در وسط و در پنج و نیم ستون در هر سمت که جمعا ً چهل ستون می شود قرار دارد و طاق ضربی شبستان بر روی این ستون ها استوار شده است.

ایوان شرقی مسجد شاه نیز دارای شکوه کم نظیری است این ایوان که 5/18 متر ارتفاع دارد به دو جرز مشتمل بر چهار اسپر استوار گردیده،اسپر فوقانی متشکل از شبکه ای از کاشی های زرد رنگ در متن آجر است و در اسپردوم کلمه محمد«ص» با رنگ سیاه در زمینه آجر نقش بسته و در اسپر سوم طرح های هندسی و در اسپر چهارم و پایین عبارت زیر به خط نستعلیق و به رنگ سفید در متن آبی دیده می شود:«... این رواق العرش عظیم،ان الدنیاالعلی حکیم و علیم» اطراف ایوان و اسپرها و همچنین پشت بغل های کاشی کاری ایوان شرقی را طرح های ستاره ای شکل به رنگ فیروزه  در متن آجر زینت داده است. در سه بدنه ایوان کتیبه ای از آیات قرآن مجید به رنگ سفید در زمینه لاجوردی وجود دارد و در انتهای آن نام معماری این مسجد با شکوه استاد صفر علی معمار به چشم می خورد. این کتیبه از ضلع جنوبی ایوان شروع شده و پس از گذشتن از ضلع شرقی تا انتهای ضلع شمالی ادامه می یابد. در طرفین ایوان بر بالای دهلیزهای ورودی دو غرفه با پشت بغل های کاشی کاری ساخته شده است بر بالای این ایوان گلدسته ای زیبا به صورت طرح شش ضلعی با پوشش هرمی شکل و نرده مشبک و چوبین جالبی خودنمایی می کند.

صحن وسیع و مصفای مسجد مربع به طول و عرض 62 قدم است. در طرفین ایوان ها و در چهار گوشه صحن چهار مهتابی بزرگ احداث گردیده که باعث امتیاز و روح مسجد شده است. در این مهتابی ها اتاق ها و حجراتی وجود دارد که محل سکونت طلاب دینی بوده است. در زیر مهتابی ها شبستان هایی ایجاد شده که به وسیله پنجره های مشبک متشکل از آجرهای کوچک لعابداده ی فیروزه ای از بیرون نور می گیرد. امروزه این شبستان ها تقریبا ً بلا استفاده مانده و پشت پنجره ها را دیوار کشیده اند. طرفین اتاق ها ی مهتابی را پشت بغل های کاشی کاری زینت می دهد.

مسجد شاه سمنان که از مساجد معروف و مشهور ایران بشمار می رود همچون نگینی زیبا در میان شهر سمنان می درخشد به طوریکه هر بیننده ای با ذوق، طراحی و معماری این مسجد عظیم تحسین می کند. در گذشته یعنی قبل از اینکه شهر سمنان از نظر شهرسازی مورد توجه قرار گیرد و نسبت به ایجاد خیابان های زیبا و متعدد فعلی اقدام شود برخی از افراد تازه وارد شهر سمنان را برای این مسجد به زندان تشبیه کرده اند و حتی در این مورد شعری نیز سروده اند:

حیف از این مسجد که در سمنان بود                               یوسفی ماند که در زندان بود

ولی یکی از شاعران با ذوق جواب دندان شکنی به شعر نا معقول و غیر منطقی فوق داده است:

غلط   است آنکه   مسجد   سمنان                                  یوسفی هست لیک در زندان

هم محل خوب هم  مکان  مرغوب                                  یوسفی  هست  دامن  یعقوب

مسجد شاه سمنان که در حمایت سازمان ملی آثار باستانی می باشد تحت شماره 394 جزو آثار ملی به ثبت رسیده است.

در این مسجد در ادوار مختلف تغییراتی به وجود آمده به عنوان مثا ل در بعضی قسمت ها روی نمای آجری را با اندود گچ سفید کرده اند، اغلب درهای چوبی را به آهنی تبدیل نموده و در محل هایی که در نبوده در گذاشته اند، همچنین در بعضی از نقاط خاک ریزی یا خاک برداری شده است.به همین جهت سازمان مذکورکه  دربازگشت به هویت ملی جهدی بلیغ دارد نسبت به تعمیرات و به صورت اول باز گرداندن بنا اقدامات قابل  توجهی کرده. کارهایی که تا کنون در مسجد سلطانی انجام شده عبارتست از:

1- عملیات مستحکم کردن و احیای شبستان های دو طرف ایوان شما ل غربی شامل:

الف:خاک برداری تا کف اصلی شبستان های دو طرف ایوان و حمل خاک اضافی آن به خارج کارگاه.

ب: مستحکم کردن پایه ها و ستون ها.

ج: برداشتن اندود گچ از روی نمای آجری.

د: مرمت قسمت های نمای آجری و بند کشی کامل.

ه: شفته ریزی و آجر فرش.

و: کانل کشی کامل برای جلوگیری از نم در شبستان ها.

ز: سبک نمودن بام ها و تأمین روشنایی از سقف شبستان ها.

ح: زه کش و سیم کشی در داخل شبستان ها.

2- عملیات مستحکم کردن و احیای هفت حجره غربی شامل:

الف: سبک کردن و ایزولاسیون بام هفت حجره.

ب: برداشتن اندود گچ از روی نمای آجری در داخل حجره ها.

ج: مستحکم کردن ستون ها و مرمت نمای آجری در داخل و نماسازی و مرمت نمای آجری در خارج از حجره ها.

د: بند کشی کامل قسمت تابستانی و نمای خارجی حجره ها.

ه: اندود گچ و خاک و گچ و آجر فرش کف در داخل هفت حجره.

و: ساخت و نصب درهای چوبی«طلبه خانه» هفت حجره مذکور.

3- مستحکم نمودن و بند کشی 5/0 گنبد در قسمت شمال غربی.

بقاع متبرکه                                                بخش چهارم:

 

1- بقعه حضرت یحیی بن موسی

2- بقعه علی بن جعفر

3- بقعه پیر علمدار

 

بقعه حضرت یحیی بن موسی (ع)

این بارگاه مجلل و زیبا در محله اسفنجان و در گوشه جنوب غربی تکیه معروف پهنه واقع شده که در سال های اخیر به صورت آبرومندانه ای تعمیر و کاشی کاری گردیده است.

حضرت یحیی فرزند هفتمین ستاره آسمان امامت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و یکی از مرشدان راه حق و حقیقت می باشد که در سال 198 هجری قمری هنگام مسافرت حضرت رضا علیه السلام از مدینه به مرو جزو ملتزمین رکاب بوده، وقتی که به سمنان می رسد حضرت رضا(ع) برادر خود حضرت یحیی را جهت ارشاد خلق در سمنان مأمور می نماید. بعد از شهادت ثامن الائمه به تحریک مأمون خلیفه عباسی یحیی بن موسی نیز در سمنان به شهادت می رسد و در محل کنونی دفن می گردد. مرحوم آیت الله علامه حائری پس از تحقیقات کلی درباره سلسله نسب حضرت یحیی نتیجه را در 60 بیت اشعار عربی در لوحه ای ثبت و در حرم نصب کرده است. در این لوحه شجره نامه آن حضرت را مبنی بر اینکه وی فرزند بلافصل موسی بن جعفر است مورد تأیید قرار داده اند.

این بقعه شامل گنبد عظیم و ایوان کاشی کاری،حرم و صحن است. در مجموعه امامزاده کتیبه یا سنگ نبشته ای که دال بر بنای اولیه آرامگاه باشد وجود ندارد و قدیمی ترین تاریخ موجود در ایوان، مربوط به تعمیر و کاشی کاری ایوان است که سال 1338 را نشان می دهد ولی طبق نوشته ایران پل فیروزه از احداث گنبد، قریب ششصد سال می گذرد. پیازی شکل بودن آن که معرف معماری قرن هشتم و دوران مغول است نیز تأیید کننده این مطلب است. ارتفاع ایوان 5/12 متر و مزین به کاشی کاری زیبا و خوش آب و رنگی ایت و یا موقعیتی که دارد دارای شکوه و عظمت خاصی می باشد. بر پیشانی ایوان کتیبه ای به خط ثلث سفید بر زمینه لاجوردی دیده می شود که طبق نوشته آن به شهادت ابن شهر آشوب در مناقب و صاحب عمدة الطا لب و کشف الغمه و کتب دیگر این حضرت فرزند صلبی امام هفتم شیعیان است. بر دو جرز طرفین ایوان و درمیان گل و بوته های کاشی این عبارات به ترتیب از بالا به پایین نوشته شده است:

« یا الله ،یاارحم الراحمین ،یا اکرم الاکرمین ، یا راحم المساکین ،یا غفار الذنوب ،یا ستار العیوب ،یا غافر المذنبین ،یا مجیب الدعوات یا رفیع الدرجات ،یا کافی المهمات ،یا قاضی الحاجات».

بر اطراف و بر دور قوس ایوان کتیبه ای از کاشی های لاجوردی وجود دارد که قسمتی از سوره نور به خط ثلث سفید بر روی آن نگاشته شده و در انتها به عبارت زیر به خط نستعلیق ختم می شود:«از کرم نکو کاران و همت سید احمد طاهری و عبدالحسین شریفی در سال 1338 کاشی کاری گنبد و ایوان انجام گردیده، حسینعلی ایلیا کاشی ساز اصفهانی ، بنائی عمل برادران شمس الدین».کتیبه دیگری که که سه بدنه ایوان را زینت می دهد از ضلع شمالی ایوان شروع شده و پس از گذشتن از ضلع غربی و بالای در ورودی حرم تا انتهای ضلع جنوبی ادامه می یابد. این کتیبه سوره لااقسم را به خط خوش به رنگ سفید بر متن لاجوردی در بر دارد و در انتها به    عبارت زیر خاتمه می یابد:

« کاشی کاری ایوان در سنه 1348 شمسی با کمک مروان خیر و سعی و کوشش آقایان محمد حسین هراتی ،استاد حسین معمارطلوعی ،مهدی مهدوی ،محمد علی فرهی ،حسینعلی حسین پور و اعضای هیئت امنا اقدام گردید».

لازم به تذکر است که کاشی کاری قسمت فوقانی ایوان قدیمی تر و کاشی کاری تحتانی ایوان از اقدامات جدید است. در وسط کتیبه میانی ایوان و بالای در ورودی حرم جمله زیر را به خط زرد رنگ نوشته اند« کاشی کاری این ایوان در عهد سلطنت پر افتخار اعلی حضرت همایون محمد رضاشاه پهلوی شاهنشاه آریامهر اقدام گردید». در میان اسپر بالای کتیبه که حاوی اسلیمی های بسیار زیبایی است دو نقش کوچک و بزرگ جلب توجه می نماید.

در نقش کوچکتر جمله بسم الرحمن الرحیم به خط سیاه در متن زرد و در نقش بزرگتر عبارت« هذا بقعه مطهر یحیی بن موسی جعفر » به خط طلایی بر زمینه فیروزه ای نوشته شده و بر پشت بغل های کاشی کاری طرفین طاق آینه کاری بالای در ورودی حرم هم نام حضرت یحیی بن موسی به رنگ زرد متمایل به نارنجی     مشاهده می شود. زیر طاق آینه کاری کتیبه ای وجود دارد بدین مضمون:

« جامع المعقول و المنقول ،حاوی الاصول العارف ربانی حاج شیخ مهدی سمنانی پنجم جمادی الاولی رحلت نمود ..... در این بقعه شریفه مدفون گردید ، حقیر هادی شریفی فرزند معظم اله از زائران این آستانه مبارکه نسبت به آن مرحوم و خود دعا مسئلت می نماید» قسمت تحتانی ایوان که دارای کاشی کاری جدیدتری است شامل چهار طاق نمای کاشی کاری و یک در ورودی حرم می باشد که دو طاق نما در سمت غرب و در طرفین در حرم و دو طاق نمای دیگر یکی در ضلع شمالی و یکی در ضلع جنوبی ایوان برپا گشته است. دو راهروی شمالی و جنوبی ایوان را به صحن مرتبط می سازد.

دو طاق نمای طرفین در حرم متشکل از کاشی خشت های لاجوردی است. در طاق نمای سمت راست درب حرم زیارت نامه و اذن دخول به حرم حضرت یحیی بن موسی نوشته شده بدین مضمون:

بسم الله الرحمن الرحیم

زیارت نامه حضرت یحیی بن موسی علیه السلام

« السلام علیک ایهاالتقی الرضی الزکی و الداعی الخفی. السلام علیک ایها المتقی المرضی السلام علیک یا سلیل الاطیاب و لانجاب. السلام علیک یا سلیل الائمه الطیبین الطاهرین علیهم السلام اشهدانک قلت حقا ً و نطقت صدقا ً و دعوت الی مولای و مولاک علانیه و سرا فاز متبعک و نجا مصدقک و خاب و خسر مکذبک و المتخلف عنک اشهدنی بهذه الشهاده لایکون من الفائزین بمعرفتک و طاعتک و تصدیقک و اتباعک من المومنین. السلام علیک یا سیدی و این سیدی انت باب الله الموتی منه و المأخوذ عنه اتیک زائر و حاجاتی لک مستودعا ً و ها افاذا استودعک دینی و اما نتی و خواتیم عملی الی منتهی اجلی. السلام علیک و علی آبائک الطاهرین الانجیبین المعصومین و رحمت الله و برکاته کن شفیعی بحقک و بحق جدک فی یوم القیمه صلوات الله علیک و علیهم اجمعین از زائرین محترم التماس دعا ساخت اصفهان کاشی سازی ایلیا»

در طاق نمای سمت چپ این دعا مشهود است:

بسم الله الرحمن الرحیم

« و باذن الله و باذن رسوله خلفائه ادخل هذا البیت فتکونو ملائکه الله اعوانی و کونو انصاری و ادعوالله بفون الدعوات و اعتراف یا العبودیه و الائمه بالطاعته رب ادخلنی مدخل و صدق اخرجنی صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا ًنصیرا. بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی ملته رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اشهدان لاالله الااله وحده لاشریک له و اشهدان لاالله الا الله لا شریک له و اشهدان محمد عبده و رسوله صلی علیه و آله و سلم و اشهدان علیا ً ولی الله صلوات الله و سلامه علیه اللهم ارزقنا زیارت الحسین و الائمه علیهم السلام فی الدنیا و     شفاعتهم فی الاخره و زدنا مجتهم و بحق محمد و آله الطاهرین الانجبین».

بر طاق نمای تابلوی زیبایی منقش شده که در میان گل و بوته های زیبا این عبارات باخط سیاه برمتن سفید نوشته شده است:

اشعار عربی و ترجمه فارسی سروده آیت الله علامه حائری مازندرانی

حجته الاسلام غلامحسین هراتی

قضی ذوالمعانی غلام   الحسین

فقیه   وجیه    حوالی   الحسنین

بلندقدر برفت ازجهان غلامحسین

که شدفقیه ووجیه ازمحاسن حسنین

ولی    علی    امیر    العلاء

و   مسکن   شیعة   الجنتین

ولی  والی اعظم علی عالی  قدر

که دردو جنت جاداده شیعه دردارین

صبحته   رابع    الشوال    قد

مضی   فی   اجل   جنان   الحسین

صباح چهارم شوال رفت او زجهان

نمود جای  بعالیترین  جنان  حسین

وفاق    فرادیس    اعلی    النعیم

فارخ      وفاق      غلام      حسین

محل لایق وفایق گرفت درفردوس

بگو  وفاق  بتاریخ  دی  غلام  حسین

تاریخ وفات 25 دی ماه 1345 شمسی

بر طاق نماهای جنوبی آیه شریفه الکرسی به خطی زیبا نوشته شده است بر بالای راهروی ورودی جنوبی سوره مبارکه قل هو الله و بر بالای راهروی ورودی شمالی این عبارت به چشم می خورد.

« حجته الاسلام و المسلمین فقید السعید حضرت آیت الله شیخ محمدرضا فیضی سرخه ای سمنانی قدس سره که در 15 محرم الحرام 1380 قمری در سن 80 سالکی دعوت حق را لبیک گفت» همان طوریکه ملاحظه می گردد ایوان بقعه مدفن شخصیت های معروفی چون حجة الاسلام هراتی و آیت الله فیض سرخه ای ، آیت الله حاج شیخ مهدی شریفی و تنی چند از علمای دیگر می باشد. دهنه ایوان 7 متر است که به وسیله نرده ای آهنین از صحن مجزا می گردد. ازاره ایوان از کاشی هفت رنگ الوان بسیار زیبا به ارتفاع یک متر تشکیل شده. نکته قابل توجه در این ایوان پشت بغل های کاشی بسیار زیبایی است که طرفین قوس ایوان را پوشانده و حاوی اسلیمی های بسیار جالبی است که حکایت از ذوق و هنر هنرمندان می کند.

بر طرفین ایوان دو غرفه ساخته شده که یکی دفتر هیئت امنای این آستانه و غرفه دیگر موزه امامزاده را تشکیل می دهد. حرم مطهر مربع شکل به ضلع 7 متر است که در وسط ضریح چوبین زیبا و خراطی شده به طول 25/3 متر و عرض 75/2 متر بر پایه ای از سنگ مرمر به ارتفاع 20 سا نتیمتربر روی قبر گچی قرار دارد. تزیینات حرم منحصر به ازاره کاشی کاری آن می باشد که از کاشی خشت های سفید که دارای گل های لاجوردی است متشکل شده است.

سطح داخلی گنبد نیز دارای گچ بری های زیبایی است. در دو ضلع شمالی و جنوبی حرم دو طاق نمای بزرگ و در ضلع غربی و رو به قبله دو محراب ساده تودرتو ساخته شده که فعلا ً محل روشن کردن شمع می باشد. کف حرم از سنگ مرمرهایی با رگه های سرخ مفروش شده گردیده است. از نفایس حرم در کنده کاری شده بسیار زیبایی است که از چوب ساخته شده، گنبد عظیم بقعه که بر بالای حرم بر روی چهار فیل پوش اسوار است پیازی شکل با ساقه ای کوتاه می باشد نمای خارجی گنبد را کاشی های فیروزه ای پوشانده و بر گوشه هر کاشی میخ سر پهنی برای نگهداری آن نصب شده که بر زیبایی گنبد می افزاید. نقوش هندسی بالای گنبد را کاشی های سفید و سیاه تشکیل می دهد بر نوک گنبد یک قپه کوچک کاشی کاری و دو گوی مهتابی خود نمایی می کند ارتفاع گنبد از سطح بام 6 متر و محیط خارجی آن 27 متر می باشد بر گردنی کوتاه گنبد سوره شریفه تبارک «الملک» به خط سفید بر زمینه لاجوردی نوشته شده است.

سالن بزرگ امامزاده در طرف چپ حرم واقع شده که برای برگزاری جشن ها و سوگواری های مذهبی اختصاص یافته است.

صحن وسیع آستانه با درخت های سرسبز کاج و آب نمای جلوی ایوان زیبایی خاصی به این بنای پر ابهت

داده است. در گوشه شمالی صحن آشپزخانه ای وجود دارد که از الحاقات سال های اخیر است و دارای در         ورودی و سه پنجره با پشت بغل های کاشی کاری می باشد.

در گذشته این امامزاده دارای یک هشتی با طاق گنبد کم خیز و تزیینات معلقی و سر در جا لب با چند اتاق در طرفین بود چنار قطور و سر به فلک کشیده ای در سمت راست ایوان قرار داشت متأسفانه این درخت کهنسال از ریشه قطع و بناهای مذکئر نیز ویران شد و به جای آن دور صحن را نرده آهنین کشیده اند.

مجموعه این امامزاده به وسیله هیئت امنا و زیر نظر اداره کل اوقاف سمنان اداره می شود.

 

بقعه علی بن جعفر

این بقعه در خیابان نظامی پایین تر از بیمارستان تدین قرار دارد. تا چند سال قبل که شجره نامه این امامزاده به خوبی روشن نبود. مردم سمنان این بقعه را امامزاده«آل کی» می نامیدند مرحوم آیت الله علامه حائری که درباره نسب این بزرگوار تحقیق نموده و نتیجه تحقیقات خود را قصیده ای به عربی سروده و در لوحه ثبت نموده اندکه مفاد آن چنین است:

« علی بن جعفر به اتفاق علمای رجال از فقهای جلیل القدر و ثقات عظیم الشأن است چنان که شیخ جلیل محدث نوری در مستدرکات فرموده بین سیادت فضل و جلالت و کثرت روابط و اشتهار چهار امام را درک کرده یعنی برادرش موسی بن جعفر (ع) و حضرت علی بن موسی الرضا (ع) و حضرت جواد (ع) و حضرت هادی(ع) و کتاب او اصول معتبر مشهور است که از برادرش امام موسی کاظم روایت می کند».

مجلسی اول و ثانی فرمودند فضل و جلالت وی بزرگتر از آن است که محتاج به بیان باشد. ظاهرا ً آن حضرت در زمان امام علی نقی (ع) به ایران مسفرت نموده، پس از ورود به قم و مدتی توقف در آن جا جهت زیارت مرقد حضرت رضا(ع) به طوس عزیمت می نماید در سمنان نیز مدتی توقف نموده و از سادات ابوالفضلی و سجادی به خصوص از امامزاده اشرف و زین الدین علی صالح دیدن می کند و به روایتی در مراجعت از طوس در سمنان فوت کرده و در این محل مدفون گردیده است. لازم به تذکر است که مادر این بزرگوار ام ولد می باشد. ساختمان این این امامزاده شامل گنبد،ایوان و حرم و دو سالن بزرگ«محل دفن اموات» در طرفین بقعه می باشد،بنای اصلی بقعه که رو به مشرق است بر روی صفه ای بزرگ قرار دارد در قسمت جلوی ایوان و پیش فضای آن مهتابی بزرگی به طول 22 متر و عرض 15 متر احداث شده که به وسیله 12 پله به حیاط امامزاده مرتبط می شود این مهتابی قریب 75/2 متر از صحن بلندتر است. در این بارگاه کتیبه یا سنگ نبشته ای که حاکی از قدمت و بنای اولیه آن باشد وجود ندارد و قدیمی ترین تاریخی که در این امامزاده مشاهده می شود کتیبه ایوان شرقی است که بنای کنونی قدیمی می باشد و فقط ایوان و رواق آن در سال های اخیر تعمیر و کاشی کاری شده است. ایوان اصلی «غربی» که 5/9 مترارتفاع دارد با کاشی های هفت رنگ زیبایی زینت یافته است در پیشانی ایوان این عبارت به خط ثلث سفید بر زمینه لاجوردی کتیبه شده:

« بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. هذا بقعه مبارکه الانسل الاجلیل من الاسلاله النبوة علی بن جعفر علیه الاسلام فادخلوها بسلام الامنین».

بر دو جرز طرفین ایوان در میان گل و بوته های زیبا این کلمات به خط نستعلیق سیاه در متن سفید نوشته شده است: یا صمد،یا احد، یا واحد، یا قاضی، یا عزیز، یا قدوس، یا دیان، یا منان، یا حنان، یا عظیم، یا حکیم.

کتیبه دیگری بر بدنه ایوان وجود دارد که از سمت شمالی ایوان شروع شده و پس از گذشتن از ضلع غربی و بالای در ورودی حرم تا پایان ضلع جنوبی ادامه می یابد. بر این کتیبه سوره مبارکه «الاعلی» را به خط ثلث سفید بر متن لاجوردی نوشته اند و در انتها به عبارت زیر ختم می شود«بانی کاشی کاری ایوان هادی نجفی». بربالای ایوان و بر قوس آن و در میان نقش های کاشی و بر روی متن لاجوردی کلمات زیر به چشم می خورد: یاالله یا رحمن یا سبحان یا رحیم.

دهنه ایوان 5/5 متر است و ایوان تقریبا ً بیست سانتیمتر از کف مهتابی بلندتر است حرم به صورت اتاقی مربع شکل و به ضلع 5/5 متر که ضریح مشبک و آهنی آن به طول 85/2 متر و عرض 5/1 متر در وسط آن قرار گرفته است. قبر حضرت ساده و گچی می باشد و بر روی آن هیچ گونه سنگ نبشته ای وجود ندارد. تنها قسمت تزیینی حرم کتیبه دور حرم است که از ضلع غربی شروع شده و پس از عبور از اضلاع جنوبی و شرقی و شمالی خاتمه می یابد این کتیبه که از کاشی خشت های لاجوردی تشکیل شده و بر روی آن سوره شریفه       «جمعه» به خط ثلث سفید نوشته اند و در انتها نیز نام کاشی ساز ایلیا اصفهان مرقوم گردیده است.

درهای حرم از دوطرف شرق و غرب باز می شود. در غربی به حیاطی کوچکی راه می یابد که محل دفن امات می باشد. بر دو ضلع شمالی و جنوبی حرم دو طاقچه عمیق وجود دارد که آرامگاه دو تن از شخصیت های معروف سمنان به نام احمد نجفی و آقا محمد حسین نجفی می باشد. داخل حرم را گچ کاری ساده کرده اند و پنجره ای مشبک در بالای در ورودی حرم تعبیه شده که نور داخل بقعه را تأمین می کند.

بر بالای حرم ، گنبد مخروطی بقعه بر روی چهار طاق نما و چهار فیل پوش قرار دارد که ارتفاعش از محاذی بام 5 متر و تا کف حرم بیش از 5/13 متر ارتفاع دارد. محیط خارجی گنبد 5/19 متر و دارای ساقه ای کوتاه می باشد. پوشش نمای خارجی گنبد را کاشی های فیروزه ای لعابداده تشکیل می داده که متأسفانه در اثر سهل انگاری و عدم تعمیر فرو ریخته و گنبد را به صورت حزن انگیزی در آورده است. در دو سمت ایوان دو گوشواره دو طبقه با پشت بغل های کاشی کاری به چشم می خورد. در سمت راست مهتابی چند غرفه بزرگ و در سمت چپ آن اتاق بزرگی ساخته اند که در پشت آن حیاط کوچکی دیده می شود. ایوان شرقی که در ورودی امامزاده در آن قرار دارد 5/5 متر بلندی و دارای تزیینات کاشی کاری می باشد این ایوان در سال 1330 ه.ش مرمت گردیده است. بر پیشانی ایوان شرقی اشعاری مبنی بر تاریخ تعمیر آن به رنگ سیاه در زمینه سفید نوشته شده است.

بر دو جانب ایوان دو شکل مربع کوچک و دو نقش بزرگ مستطیل شکل دیده می شود که از کاشی هفت رنگ زیبایی به وجود آمده. در میان نقش های کوچک کلمات الله ، محمد ،علی ،فاطمه ،حسن ،حسین و در نقش بزرگتر عبارت یا عبدالله ادرکنی با خط نستعلیق سیاه بر متن سبز به چشم می خورد. در داخل راهرو نیز لوحه ای سنگین که دعای اهل قبور بر آن نوشته شده و اهدایی برادران قوام می باشد بر دیوار نصب گردیده است. سقف دالان و راهرو را طاق گهواره ای کوتاه با تزیینات آجری تشکیل می دهد. سر در آجری این امامزاده 5/  6

متر بلندی و دارای تزیینات کاشی کاری و معلقی می باشدبر پیشانی و نیمه دو جرز طرفین آیه شریفه الکرسی به خط ثلث سفید بر متن لاجوردی و حاشیه مزین به گل و بوته به چشم می خورد.

در سالن دست راست حرم صورت قبر بزرگ و گچی قرار دارد  که مردم سمنان آن را متعلق به اباصا لت

شاگرد علی بن جعفر می دانند.

ناگفته نماند که صنیع الدوله سیاح معروف دوران قاجاریه از علی بن جعفر یاد می کند و می نویسد:

« امامزاده علی بن صادق باغچه با صفایی در جلوی آن می باشد و ایوان وسیعی دارد. امامزاده مربع متساوی الاضلاع از هر طرف 8 قدم و ارتفاع گنبد 12 قدم و صندوق چوبی مشبک و سر بازی در وسط و صورت قبری در وسط آن است».

بقعه علی بن جعفر به وسیله هیئت امنا و زیر نظر اداره کل اوقاف سمنان اداره می شود.

 

بقعه پیرعلمدار

در خیابان شهناز و نزدیکی میدان شاه مقبره ای وجود دارد که به علمدار مشهور می باشد در مورد نسب و تاریخ زندگانی مدفون این آرامگاه اطلاع کافی در دست نیست. مرحوم صنیع الدوله در کتاب مطلع الشمس جلد سوم می نویسد:( بیرون از دروازه عراق مقبره ایست گویند این بقعه متعلق به پیرحسین ،علمدار حضرت رضا(ع)می باشد این مقبره گنبد مخروطی و دو صندوق دارد اولی مشبک است و در میان آن صندوقی است غیر مشبک).

عده ای معتقدند که در هنگام مسافرت حضرت رضا از مدینه به مرو در سال 198ه.ق پیرحسین علمدار نیز جزو ملتزمین رکاب ایشان بوده و وقتی به سمنان می رسند پیرحسین علمدار فوت می کند و در محل کنونی دفن می شود.

لیکن چنان که از کتیبه شمالی نمای خارجی بقعه علمدار مستفاد می گردد پیرحسین یکی از نواده های امام زین العابدین (ع) می باشد و با توجه به اینکه سمنان در زمان خلفای عباسی پناهگاه سادات سجادی بوده این سند  بیشتر مقرون به صحت است. حال به شرح بنای بقعه می پردازیم.

نمای خارجی بقعه به صورت یک مکعب مستطیل است که تمامی آن از آجر و خشت ساخته شده است. ایوان آرامگاه که متصل به بقعه و رو به مشرق واقع است تقریبا ً 5 متر بلندی و به اندازه ی ارتفاع بقعه می باشد قوس ایوان به صورت نیم دایره و دارای پشت بغل های ساده گچی می باشد حرم به صورت اتاقی مربع شکل به طول و عرض 5 متر که در وسط آن ضریح چوبین نسبتا ً قدیمی و بی ارزشی به طول 20/2 متر و عرض65/1 متر و ارتفاع 70/1 متر بر روی پایه ای از سنگ به بلندی 20 سانتیمتر بر روی قبر گچی قرار دارد. دردو قسمت شمالی و شرقی درهایی وجود دارد که بر روی نمای داخلی باز می شود.در سمت جنوب نیز اتاق کوچکی جهت نگهداری وسایل بقعه و احتمالا ً برای سکونت خادم امامزاده ساخته شده است.و در سمت غرب    دو   طاق

نمای ساده دو طبقه دیده می شود. در بالای حرم و در چهار گوش آن چهار فیل پوش به وجود آمده که قسمت بالای آن به داخل محوطه حرم انحنا یافته و به کمک طاق نماهای مثاث شکل به طرح دایره ای و مدور تبدیل شده و گردنی گنبد روی آن بنا گردیده است.

گنبد مخروطی زیبا و جالب آن بر فراز بنا و بر روی اتاق حرم با ساقه ای کوتاه جلب توجه می کند نمای خارجی گنبد را کاشی های فیروزه ای لعابداده پوشانده که در میان آن عبارت یا الله و یا لاالله الاالله و یا ادرکنی به وسیله کاشی های سفید زینت بخش گنبد شده است.

بالاتر از حد فاصل بین گریو یا ساقه استوانه ای شکل و کاسه مخروطی گنبد به طور متناوب از کاشی های فیروزه ای و سفید استفاده شده است.محیط خارجی گنبد از محاذی بام بیش از 16 متر و ارتفاع کنبد تا کف حرم 8 متر می باشد. نمای بقعه فاقد هر گونه تزیینی خاص است و تنها طرح های صلیبی شکل از آجر در میان حد فاصل فیل پوش ها و طاق نماها و در بین پوشش گچی مشاهده می شود.

کف حرم از خیابان مجاور حدود یک متر و سطح ایوان شرقی تقریبا ً 75 سانتیمتر از سطح کوچه مجاور بلندتر است. تزیینات خارجی بقعه به جز گنبد منحصر به کتیبه ای از کاشی لاجوردی است که بر فراز در ورودی شمالی بقعه به خط ثلث به چشم می خورد.

آرامگاه مرحوم میرزا مهدی یاهو متخلص به فقیر سمنانی که از رجال دانشمند زمان محمد شاه قاجار بوده در جوار مقبره پیرحسین علمدار می باشد وفائی شاعر ماده تاریخی در فوت او سروده که بر روی سنگ مزارش نقش کرده اند. بیت آخر اشعار چنین است:

رفت مهدی و وفائی پی تاریخش گفت

قطره ای باز به دریای حقیقت پیوست

کاروان سرا،تیمچه ،بازار                                   بخش پنجم:

1- کاروان سرای شاه عباسی سمنان

2- کاروان سرای شاه عباسی لاسگرد

3- کاروان سرای شاه سلیمان آهوان

4- رباط انوشیروان

5- تیمچه سلطانی

6- بازار عمومی سمنان

7- بازار جلوخان

8- بازار شیخ علاء الدوله

 

کاروان سرای شاه عباسی سمنان

در کنار میدان سعدی و نبش خیابان سعدی و شیر خورشید یکی از کاروان سراهای دوره صفویه معروف به رباط شاه عباسی قرار دارد که به فرم چهار پلانی ساخته شده است.

حیاط کاروان سرا مستطیل شکل به طول 30/32 متر و عرض5/26 متر می باشد. دو ضلع شمالی و جنوبی رباط دارای دو پلان هم اندازه و مشابه با قوس جناغی است که در طرفین هر ایوان شش ایوان کوچک با قوس جناغی ساخته شده که به اندازه نیم متر از سطح حیاط بلندتر است. در پشت هر یک از ایوان های فوق الذکر اتاقی مستطیل شکل به طول 65/3 و عرض80/2 واقع شده است. در کنار ایوان های شرقی و غربی که نسبت به ایوان های شمالی و جنوبی بزرگ ترند هر کدام چهار اتاق به چشم می خورد. به طریکه کاروان سرا    جمعا ً دارای 20 اتاق می باشد.

در چهار طرف کاروان سرا و در پشت اتاق ها دالان بزرگ و عریضی وجود دارد که به وسیله چهار مدخل ورودی در چهار گوشه بنا به حیاط مربوط می شود. متأسفانه دالان جنوبی به کلی منهدم شده و در حال حاضر مشغول باز پیرایی آن می باشند سقف گنبدی شکل دالان ها آجری و بر طاق های جناغی استوار گردیده است. در تقاطع دالان ها و روبروی مدخل های ورودی بار اندازهایی به چشم می خورد که قریب 5/1 متر از کف دالان بلندتر است. در ورودی این کاروان سرا که از طرف شرق باز می شود دارای راهرو پهن با طاق های ضربی بلند و یک هشتی با سقف گنبدی کم خیز می باشد در طرفین در ورودی راه پله های پشت بام قرار دارد و

درکنار راه پله ها و درون هشتی دو در وجود دارد که با دالان سراسری و چهار گانه رباط راه می یابد. در بالای سر در ورودی و در درون یک قالب مستطیل شکل کتیبه ای وجود دارد که با خط نستعلیق سفید بر متن کاشی لاجوردی این عبارت نوشته شده « الملک الواحد القهار» . به استثنای این کتیبه  کتیبه دیگری که تاریخ بنای آن را برساند وجود ندارد و به جرأت می توان گفت که قبلا ً در جای کتیبه مذکور کتیبه اصلی آن و یا سنگ نبشته ای نصب بوده که در حال حاضر اثری از آن دیده نمی شود. لازم به تذکر است که در گوشه جنوبی شرقی گنبد بلندی به چشم می خورد که ارتفاع از بام 5/4 متر است.

در دوره قاجاریه در یک قسمت این کاروان سرا تغییراتی داده شده و روبروی در اصلی آن در دیگری باز کرده اند و دالانی دو طبقه ساخته اند. سقف طبقه زیرین به صورت قوس گهواره ای کوتاه با تزیینات آجری و سقف طبقه فوقانی که از ملحقات سال های نه چندان دور است با تیر آهن پوشیده شده بود. در تعمیرات اخیر سازمان حفاظت آثار باستانی طبقه دوم برداشته و در را نیز بسته و دیوار کشیده اند. طرح خارجی کاروان سرای شاه عباسی نیز مستطیل شکل می باشد و فقط ضلع شرقی این بنا دارای نما سازی است. بدین صورت که در هر طرف سر در ورودی شش غرفه با قوس های جناقی به چشم می خورد. در ساختمان کاروان سرا از مصالحی مانند آجر و سنگ و گچ استفاده شده و شیوه آجر کاری نمای داخل و خارج در نهایت سادگی انجام   شده  و فاقد

هر گونه تزیینی است. این رباط سال ها در دست اداره دارایی بود که از آن به عنوان انبار قند و شکر استفاده می شده و در سال های اخیر که این کاروان سرا تحت شماره 967 توسط انجمن آثار ملی به ثبت رسیده و سازمان حفاظت آثار باستانی در نظر داشت پس از تعمیر و بازسازی قسمت های ویران شده از آن به عنوان چای خانه سنتی استفاده کند لیکن طبق تصمیمات اخیر قرار براین شد که کاروان سرای فوق برای استفاده عملی به   دانشگاه آزاد ایران واگذار شود.

 

کاروان سرای شاه عباسی لاسگرد

در سی و شش کیلومتری سمنان و در قریه لاسگرد کاروان سرای آجری بسیار بزرگی از بناهای زمان شاه عباس اول صفوی قراردارد. این کاروان سرا که در سمت راست جاده سمنان – تهران واقع شده ، دو پلانی و شامل حیاط وسیعی است طول حیاط از شمال به جنوب برابر36 متر و عرض آن از شرق به غرب 5/31 متر می باشد. که اطراف آن را 24 حجره احاطه نموده است و هر حجره با کمی اختلاف قرینه یکدیگر می باشند. دو ایوان بلند و بزرگ در غرب و شرق رباط ساخته شده، دهنه ایوان غربی کاروان سرا 90/4 متر و کف آن به اندازه 35/1 متر از سطح حیاط بلندتر است و به وسیله درگاه کوتاه و چند پله که در پشت آن قرار دارد به دالان چهارگانه مربوط می شود.

سقف این ایوان را طاق ضربی بزرگی تشکیل می دهد که دارای تزیینات مربع شکل تودرتو است. بدین صورت که در وسط سقف مربع های کوچک به چشم می خورد که هر چه به طرف جرزها ادامه می یابد بزرگتر می شود.

درطرفین ایوان غربی 6 غرفه «هرطرف سه غرفه»با طاق های جناغی به ابعاد 3*70/1 متر پشت هریک از آن ها اتاقی به طول 3متر و عرض90/2 متر جهت سکونت مسافران ساخته شده است. ایوان شرقی کاروان سرا بلندتر از ایوان غربی است و دهنه آن نیز 90/4 متر که به وسیله دالانی به طول 6 متر و عرض 90/4 به هشتی کاروان سرا مربوط می شود در دو طرف راهرو سکویی به ارتفاع 75/0 متر جهت استراحت مسافرین بنا گردیده و در دو ضلع هشتی آن دو ایوان دو طبقه به چشم می خورد که در پشت ایوان تحتانی اتاق کوچکی ساخته شده است. این ایوان ها به وسیله دو پله کوچک به کف دالان راه می یابد. سقف هشتی را گنبد مدور آجری کم خیزی خاص معماری دوران صفویه در کاروان سرا تشکیل می دهد.

در بزرگ کاروان سرا که از الوار گل میخ دار جدید است در این هشتی نصب گردیده است. در دو سمت ایوان شرقی شش غرفه «هرطرف سه غرفه» و در نمای شمال و جنوب و شرقی و غربی به استثنای دالان و هشتی ورودی دالان سرتاسری وسیع پهنی با طاق های ضربی ایجاد گردیده است. در چهارگوشه کاروان سرا چهار مدخل ورودی با طاق های قوس دار به چشم می خورد که حیاط را به دالان متصل می کند. در تقاطع دالان ها و روبروی مدخل های ورودی باراندازهایی قرار دارد که به اندازه 35/1 متر از کف دالان بلندتر است سقف ضربی این باراندازهای چهارگوشه کاروان سرا را چهارستون قطور نگه می دارند. در قسمت بالای سردرب کاروان سرا فرورفتگی مشاهده می شود که احتمالا ً جای کتیبه یا سنگ نوشته ای بوده است ولی امروزه اثری از آن وجود ندارد.مصالح به کاررفته در این کاروان سرا عبارت است از آجر و سنگ و ملات گچ و ساروج و خاک گچ می باشد پایه های اضلاع خارجی رباط از سنگ تشکیل یافته است. نمای داخلی و خارجی آن آجری ساده و جز تزیینات کمی که در ایوان غربی وجود دارد فاقد هرگونه تزییناتی است. در گذشته در روبروی در کاروان سرا و در سمت جنوب جاده آب انبار آجری زیبایی قرار داشته که امروزه به کلی از بین رفته است ولی در مجاورت آب انبار قدیمی بعدها آب انبار جدیدی ساخته شده که دارای گنبد بزرگ مخروطی می باشد.

کاروان سرای مذکور طی سال های متمادی بارها ویران و مرمت گردیده و آخرین بار توسط حاجی علینقی کاشانی تاجر معروف تعمیر شده است.این بنا تحت شماره 649 جزو آثار ملی به ثبت رسیده است.

 

کاروان سرای شاه سلیمانی آهوان

این کاروان سرا که در روستای آهوان در 42 کیلومتری مشرق سمنان واقع است در سال 1097 هجری در زمان شاه سلیمان صفوی جهت استراحت زائرین امام هشتم که از طریق سمنان و آهوان به مشهد مشرف       می شوند ساخته شده است. لیکن به غلط کاروان سرای شاه عباسی نام گرفته است. مرحوم صنیع الدوله راجع به رباط مزبور می نویسد:

« کاروان سرای جدید آهوان به نظر مربع می آید لیکن در حقیقت مثمن است. چهار ایوان در چهار سمت دارد که یکی از آن ها دالانی است مشتمل برگنبدی مرتفع و این ایوان یک ذرع بلندتر از سه ایوان دیگر است. حجرات کاروان سرا سی و دو عدد می باشد و در هر زاویه سه حجره ساخته شده. پشت حجرات سرتاسر طویله است طول کاروان سرا از داخل 55 قدم و عرض 50 قدم می باشد. و در طرف وحشی کاروان سرا صفه و طاقی بنا کرده اند. امتیاز این رباط این است که روی کار از خارج و داخل آجرتراش به کار برده اند. در بالای سر در رباط سنگ مرمری بسیار ممتازی نصب است و بالای آن سنگ مرمر کوچکتری قرار دارد. بر روی سنگ بالایی که منبت است به خط ثلث نوشته است «بسم الله الرحمن الرحیم »و در سنگ زیر آن اشعاری نوشته اند.

کاروان سرای شاه سلیمانی آهوان دارای حیاط وسیع مستطیل شکل به طول 40 متر و عرض 32 متر و چهار پلانی می باشد. این چهار پلان که روبه شمال و جنوب و شرق و غرب ساخته شده مستطیل شکل به طول 50/5 متر و عرض 75/4 متر می باشد. در ورودی بنا از جنوب بوده و 5 متر عرض دارد. جمعا ً 24 اتاق در اطراف حیاط احداث گردیده که ابعاد آن به ترتیب 35/3 و 90/2 می باشد. طرح خارجی کاروان سرا مربع شکل و هر ضلع آن 74 متر است. در ساختمان این رباط از مصلح ساختمانی چون آجر ، سنگ و گچ استفاده شده است همان طور که در فوق گفته شد بر سر در رباط مذکور کتیبه ای از سنگ مرمر نصب بوده که متأسفانه در سال های گذشته ربوده شده است. رباط شاه سلیمانی آهوان مانند بیشتر کاروان سراهای دیگر مدتی محل پاسگاه

ژاندارمری بوده که تا قبل از اسقرار آن هم مورد استفاده زائران قرار می گرفته است. این رباط از طرف سازمان حفاظت آثار باستانی به ثبت رسیده است.

 

رباط انوشیروانی

رباط انوشیروانی یا کاروان سرا سنگی در صد قدمی و روبروی کاروان سرای شاه سلیمانی آهوان قرار گرفته است. این کاروان سرا مربع شکل که هر ضلع آن 75 متر وبه صورت چهار پلانی ساخته شده. نمای خارجی رباط انوشیروانی شامل یک در ورودی از طرف شمال به اندازه 55/4 متر و چهار برج در چهار گوشه آن . سه برج به صورت نیم دایره در قسمت های شرقی و غربی و جنوبی و دو برج در دو طرف دروازه ورودی می باشد.

این رباط دارای 26 اتاق است که در اطراف حیاط واقعند در جلوی هر اتاق ایوانی سرپوشیده قرار دارد این خصوصیت در بین کاروان سراهای ایران کمتر دیده شده است. چهار ایوان و اتاق های رباط از نظر اندازه مساوی نیستند. ایوان شمالی 80/16 متر طول و 55/4 متر عرض و ایوان جنوبی 40/17 متر طول و 85/4 متر عرض دارد. چهار اصطبل مستطیل شکل در چهارگوشه ساختمان قرار گرفته است. در بنای رباط از آجر و سنگ و گچ استفاده شده است. رباط انوشیروانی از نظر پلان شباهت زیادی به کاروان سراهای اوایل اسلام مانند رباط کریم در راه ساوه و قلعه سنگی نزدیک تهران دارد.این بنا در دوره ی صفویه و ایلخانی مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفته و قسمتی از بازسازی آن در دروازه ورودی و دالان به چشم می خورد.

صنیع الدوله در کتاب خود رباط انوشیروانی را چنین توصیف کرده است:

« از جمله رباطی در این محل هست معروف بر رباط انوشیروانی بسیار قدیمی و به قدمت آن رباطی در ایاب و ذها ب سفر خراسان دیده نشده و بر نهج غریبی آن را ساخته اند تمام این بنا از سنگ و گچ و آجر است. چهار ایوان بلند دراز در چهار سمت دارد و ارتفاع ایوانی که به جای دالان است و در کاروان سرا در طرف وحشی آن بوده چهارده ذرع می شود ، ارتفاع سه ایوان دیگر ده ذرع و در چهار سمت حجرات از چهر طرف غلام گردشی است بر روی 26 پایه و طاقات ایوان ها و حجرات ضربی غلام گردش ها همه با آجر است و روی همه را با سنگ و گچ پالانه کرده اند و قطر پالانه حالا نیم ذرع می شود و مجردی ها و پایه ها و دیوار چهار بدن از خارج یک جا از سنگ و گچ است. روی ایوان ها را سفید کرده بودند. در بعضی مواضع تا پنج طبقه آثار سفید کاری موجود است. عرض داخل رباط 44 قدم و طول 46 قدم و از خارج 90 قدم طول و همین قدر عرض دارد.

به طور کلی رباط مذکور از ساختمان های مهم و از کاروان سراهای قابل اهمیت جاده سمنان- خراسان است و بقایای این بنا از قدمت دیرین آن حکایت دارد. در حال حاضر از ساختمان رباط فقط دیوار های اطراف و قسمتی از دالان ورودی بزرگ جلو به جا مانده و بقیه به صورت تل کوچکی از سنگ های ریز و درشت درآمده.

 

تیمچه سلطانی

در سمت شرقی تکیه پهنه متصل به مسجد شاه سمنان کاروان سرایی وجود دارد که یک در آن در تکیه مزبور و در دیگرش در کنار بازار جلوخان باز می شده است.

در سال های اخیر طبق برنامه نوسازی که آقای مهندس تیرانداز فرماندار کل اسبق سمنان آن را طراحی کرده و به وزارت کشور پیشنهاد کرده بودند تصمیم گرفته شد که ساختمان های نامناسب اطراف مسجد شاه خراب و به میدان و بلوار درآید. به همین جهت حیاط اتاق های اطراف این کاروان سرا را ویران و ضمیمه پیش فضای مسجد سلطانی نموده اند. ولی تیمچه بسیار زیبای آن با تلاش سازمان ملی حفاظت آثار باستانی باقی مانده و سازمان مذکور این تیمچه را جزو آثار ملی به ثبت رسانده است. این تیمچه و بازار مجاور آن در زمان فتحعلی شاه قاجارو از مال ذوالفقارخان سمنانی حاکم جبار سمنان بعد از مرگ وی ساخته شده دارای طاق ها و سقف آجری بلند و سردر بزرگی است. درهای بزرگ تیمچه از الوارهای قطور با گل میخ های آهنی ساخته شده و در بالای در ورودی پنجره ای بزرگ چوبین قهوه ای رنگ به چشم می خورد.

سطح تیمچه بیش از نیم متر از سطح تکیه پهنه پایین تر است. از تزیینات تیمچه سلطانی می توان به پشت بغل های کاشی کاری و زیبای طرفین سر در اشاره کرد. سازمان حفاظت آثار باستانی در نظر دارد که پس از تخلیه آن از مستأجران و تعمیر این بنا موزه ای از سفال سمنان تأسیس نماید.

بازار عمومی سمنان

بازار عمومی شهر که به سبک معماری سنتی ایران و با در نظر گرفتن وضعیت آب و هوای خاص منطقه کویری با سقف های خشتی و آجری در حدود 180 سال قبل در اوایل سلطنت سلسله قاجاریه ساخته شده بزرگترین مرکز خرید و فروش کالاهای تجارتی می باشد.

در گذشته بازار عمومی شهر متشکل از راسته بازار و بازار مرده ها بوده است.جرج ناتانیل کرزن انگلیسی که در سال 1891 میلادی از سمنان دیدن کرده می نویسد:

« در بازار میدانی است که چنارهای برازنده ای دارد. تنه غظیم یکی از این چنارهایی که در بازار است از سقف آن بالا رفته». البته این منظره مربوط به چهارسوق سمنان است که در اوایل سلطنت رضاشاه جهت احداث خیابان شرقی غربی شاه ازبین رفته و بازار طویل شمالی جنوبی را به دو قسمت تقسیم کرده است.

 

الف:بازار شمالی

بازار شمالی که تقریبا ً 5/1 کیلومتر طول دارد و کماکان به نام قدیمی خود راسته بازار خوانده می شود از بالای شهر یعنی تقاطع خیابان های نظامی و یغما شروع شده و تا خیابان شاه ادامه می یابد. این بازار دارای سقف و طاق ضربی است که بر روی طاق های جناغی استوار گردیده است،پنجره های شیشه ای بزرگ بر بام بازار نصب شده که نور داخل بازار را تأمین می کند. راسته بازار شامل 254 باب مغازه ،سه حمام ، پنج مسجد و چهار کاروان سرای مخروبه و یک تکیه بزرگ به نام ناسار می باشد. این تکیه که روبروی خیابان کوچک فرخی واقع شده دارای یک سالن بزرگ برای انجام مراسم سوگواری ایام ماه محرم و تقریبا ً 25 باب مغازه است که بر بالای آن ایوان و بالکن سرتاسری به چشم می خورد.

در طرفین دو ستون مدور آجری بسیار بلند که سر در ورودی تکیه را از طرف خیابان فرخی تشکیل می دهد. تزیینات کاشی کاری و کتیبه ای از کاشی وجود دارد که متأسفانه به علت دود گرفتگی و غبار آلودگی کمتر مد نظرقرار می گیرد. بزرکترین آب انبار سمنان و یک مسجد کوچک در این تکیه قرار دارد سقف تکیه را شیروانی بزرگ و قرمز رنگی با پنجره های مشبک سبزرنگ پوشانده و بر بالای آن قپه قرمز و سفید رنگ زیبایی دیده می شود. در گذشته حوض بزرگی در وسط تکیه وجود داشت که در سال های اخیر پر شده است.

در جریان نوسازی سال های 1348 تا 1350 دو سر در بسیار زیبا در شمال و جنوب راسته بازار ساخته شده است. سر در شمالی که در کنار خیابان یغماواقع شده آجری با پایه های سنگی و مزین به پشت بغل های کاشی کاری جالبی می باشد و در اطراف قوس سر در کتیبه ای از کاشی لاجوردی دیده می شود که قسمتی از سوره مبارکه « اقراء» را به خط ثلث در بر دارد. سر در جنوبی که در کنار خیابان شاه قرار دارد مزین به پشت بغل های کاشی کاری و دو کتیبه از کاشی است. یکی کتیبه بالای سردر و دیگری کتیبه اطراف قوس سردر است که آیات قرآن بر آن نوشته شده است و در قسمت پایین عبارت« قال رسول الله الکاسب حبیب الله» دیده می شود. در قسمت فوقانی سردر طرحی تاجی شکل ساخته شده که با یازده دایره فیروزه ای زینت داده شده است. کف راسته بازار در قسمت شمال هم سطح خیابان و در قسمت جنوب به اندازه ی تقریبا ً 3 متر از سطح خیابان بلندتر است که به وسیله پله هایی از خیابان راه می یابد.

 

ب: بازار جنوبی

قسمت دوم بازار عمومی که در امتدادراسته بازار بوده بازار حضرت است که به سبب نزدیکی با حرم مطهر یحیی بن موسی به این نام خوانده می شود. بازار حضرت به طول تقریبی 200 متر از خیابان شاه شروع شده و به تکیه بزرگ پهنه که در محل اسفنجان قرار دارد ختم می شود. این بازار دارای 50 باب مغازه می باشد. تکیه پهنه نیز مانن تکیه ناسار دارای دکان های متعدد و ایوان بالای آن و یک سالن بزرگ است. با این تفاوت که طرفین دکان ها را پشت بغل های کاشی کاری زیبا زینت می دهد. پوشش سقف این تکیه نیز شیروانی بوده که قسمت فوقانی آن به علت وقوع زلزله یا به قولی به وسیله طوفان از جا کنده شده و تا کنون به تعمیر آن اقدامی نشده است امتیاز دیگری که تکیه پهنه نسبت به ناسار دارد وجود آثار تاریخی متعددی است که در اطراف آن به چشم می خورد. در جنوب شرقی تکیه ،مسجد شاه ، در جنوب مقبره طوطی ، در جنوب غربی ، امامزاده یحیی و در شمال غربی ، حمام پهنه و مسجد جامع و در سمت شرق تکیه تیمچه سلطانی واقع شده است. در شمال بازار حضرت سردر جا لب توجهی بنا گردیده که با سردر جنوبی راسته بازار شباهت کامل دارد.

به طور کلی دو قسمت بازار فوق الذکر طوری ساخته شده که در تابستان ها خنک و در زمستان ها نسبتا ً گرم است. در چند سال قبل که خرابی به این بنای تاریخی راه یافته بود با کوشش فرماندار کل وقت با صرف هزینه قابل توجهی خرابی های تعمیر و سقف های فروریخته با آجر تجدید بنا گردید و برای استحکام و زیبایی آن تقریبا ً یک مترونیم پایه طاق ها سیمانی گردید و در قسمت بالای آن تا زیر طاق های ضربی از آجر قرمز استفاده شده است.

کف خاکی آن که مخالف با بهداشت و باعث ابتلاء به امراض مسری بود با موزاییک فرش گردید. روی هم رفته بازار عمومی به صورت آبرومندانه ای درآمده بدون اینکه به بافت قدیمی آن لطمه ای وارد آید.

 

بازار جلوخان

بازار کوچک جلوخان که در زمان فتحعلی شاه قاجار هم زمان با مسجد شاه و تیمچه سلطانی ساخته شده از بازار حضرت منشعب می شود. این بازار دارای 18 باب مغازه می باشد و سقف بازار جلوخان را طاق های   ضربی پوشانده است.

 

بازارشیخ علاء الدوله

بازار شیخ علاء الدوله در سمت جنوب خیابان شاه و متصل به آن شروع شده و پس از طی قریب 200 متر اندکی به شمال متمایل شده و سپس در شمال خیابان شاه و متصل به آن تا گورستان قدیمی علمدار ادامه می یافته است ولی به سبب احداث خیابان مذکور این بازار به دو قسمت تقسیم گردیده است. این بازار که در قرن هشتم به وسیله شیخ علاء الدوله سمنانی عارف مشهور ایران هم زمان با بنای شبستان شیخ علاء الدوله مسجد جامع ساخته شده مرکز خرید و فروش کالاهای مایحتاج بوده است. بازار مذکور در دوره قاجاریه تعمیر و مرمت گشته ولی به مرور زمان اهمیت خود را از دست داده و در حال حاضر قسمت شمالی ویرانه ای بیش نیست.

بازار شیخ علاء الدوله را به سبب عبور دادن اموات جهت دفن در گورستان علمدار بازار مرده ها نیز می نامند. این بازار دارای طاق های ضربی بلند می باشد که باعث خنک شدن داخل بازار در تابستان می شده است. بیشتر دکان های آن بلندتر از کف بازار می باشد. درب شمالی مسجد جامع در این بازار باز می شود. در سال های اخیر با تعمیر و مرمت مسجد جامع قسمتی از این بازار نیز به وسیله سازمان ملی حفاظت آثار باستانی باز پیرایی گشته و از صورت نامطلوب خود خارج شده است.

بخش اعظم قسمت شمالی بازار ویران گشته و در حال حاضر بیش از 5 تا 6 مغازه در آن وجود ندارد. بقعه ابراهیم اسماعیل در این بازار واقع شده و روبروی آن نیز کاروان سرای شیخ علاء الدوله قرار دارد.

ناگفته نماند که در نوسازی اخیر بازار عمومی ،سردر زیبایی مانند سردر شمالی بازار حضرت در وسط این بازار و روبروی در شمالی مسجد جامع ساخته شده است.

در اطراف قوس سردر کتیبه ای از کاشی لاجوردی به چشم می خورد که قسمتی از سوره ی شریفه نور به خط ثلث سفید بر آن نوشته شده است.

بخش ششم: ارگ حکومتی –دروازه                                                   1- دارالحکومه سمنان

2- دروازه ارگ

3- دروازه جنوبی ارگ

دارالحکومه سمنان

یکی دیگر از آثار دوران قاجاریه ساختمان دارالحکومه سمنان است که در جنوب شهر و در میدان ششم بهمن واقع شده است.

بنای دارالحکومه را به دوره فتحعلی شاه قاجار و پیش از زمان حکومت حاجی بهمن میرزا بهاء الدوله پسر فتحعلی شاه در سمنان می دهند و می گویند قبل از اینکه ساختمان ارگ دولتی سمنان در شمال شهر احداث گردد، دارالحکومه سمنان در جنوب شهر و در همین بنا که امروزه به خانه کلانتر معروف است مسقر بوده است. بنای دارالحکومه که به وسیله دو دالان باریک و طویل یکی از کوچه منشعب از خیابان پهلوی و دیگری از میدان مزبور به بیرون باز می شود. شامل حیاط وسیع و اتاق های متعدد سه دری در اطراف آن می باشد.

بادگیر بلند آجری از بام بیش از ده متر ارتفاع دارد و به صورت چهارگوش ساخته شده به طوریکه قاعده زیرین آن از قاعده فوقانی بزرگتر است.

این بادگیر بر روی اتاقی که در پشت اتاق های فوق الذکر قرار دارد ایجاد گردیده و بر روی آن پنجره هایی برای نورگیری و عبور جریان هوا و خنک کردن هوای اتاق تعبیه شده است. عده ای از مردم سمنان زندگی و    سکونت در این ساختمان را شوم می دانند که البته باید این شایعات را جزو موهومات و خرافات دانست.

 

دروازه ارگ

یکی از آثار تاریخی و با ارزش و زیبای سمنان دروازه ارگ ، بازمانده هنر دوران قاجاریه می باشد که در تقاطع خیابان های رستاخیز و استخر واقع شده است. دروازه ارگ در گذشته در شمالی ارگ دولتی را تشکیل می داده است که در هنگام ویران نمودن ارگ به سبب شکا یت فرهنگ دوستان و پی گیری آنان در این امر از خرابی دروازه فوق الذکر جلوگیری به عمل آمد.

دروازه ارگ در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و حکومت انوشیروان میرزا ضیاء الدوله فرزند محمد رحیم میرزا پسر دهم عباس میرزا نایب السلطنه که از سال 1300 تا 1305 هجری قمری حاکم ایلت قومس بوده بنا گردیده است. این دروازه دارای دو نمای شمالی و جنوبی می باشد که نمای شمالی آن به مراتب زیباتر و جذاب تر از نمای جنوبی آن است.

نمای جنوبی شامل سردر ورودی و دو راهروی کوچک راه پله و دو ایوان می باشد که به اندازه 60 سانتیمتر از خیابان مجاور بلندتر است. بر بالای سردر ورودی کتیبه ای به شکل نیم دایره وجود دارد که از کاشی های لاجوردی رنگ ساخته شده و بر روی آن این عبارت به رنگ زرد به خطی خوش نوشته شده است:

« السلطان بن السلطان ،سلطان صا حبقران ناصرالدین شاه قاجار 1302».

در پشت دو ایوان طرفین نمای جنوبی که هر کدام به وسیله یک راهروی کوچک و دو پله به کف  خیابان

راه می یابد اتاقی برای بی توته کردن دروازه بانان و نگهبانان ساخته شده و در جلو ایوان ها نرده مشبک و زیبایی نصب گردیده است. پشت بغل های طرفین راهروی اصلی و دو ایوان و دو راهروی کوچک به رنگ زرد،سیاه،فیروزه ای و صورتی و به اشکال مثلث،مربع و لوزی زینت یافته است. بر بالای راهروهای پله های ورودی ایوان شکل مربعی وجود دارد که کلمه مکرر علی به خط بنائی و به رنگ سیاه بر زمینه سفید و زرد منقش شده است. در سرتاسر قسمت بالای دروازه قطاربندی های جا لبی از آجرهای کوچک لعابدار فیروزه ای و بر اطراف قوس راهروی اصلی کاشی کاری زیبایی دیده می شود. بنای اصلی دروازه از آجر به ارتفاع بیش از 5 متر ساخته شده. طاق های اتاق ها ضربی و طاق راهروی اصلی به صورت گنبد کم خیز می باشد که از بیرون دیده نمی شود. نمای شمالی دروازه که قسمت اصلی و زیبای بنا و دارای کاشی کاری بدیع و خیال انگیزی است مزین به شش ستون مناره شکل مدور و زیبایی می باشد. یکی از شاهکارهای این بنای تاریخی سردر جالب توجهی است که تصویر تاریخی نبرد رستم و دیو سپید به طرز خیره کننده ای بر روی کاشی هفت رنگ نقش شده است.

نمای شمالی بر پایه ای از آجر به ارتفاع 75/0 متر ساخته شده و ستون های کاشی کاری دو طبقه آن در طرفین در ورودی از چهار ستون دیگر بزرگتر و به ارتفاع تقریبا ً 5/11 متر و بلندی ستون های کوچکتر تقریبا  5/10 متر است. درزیر کتیبه و پایین تر از مجلس نبرد رستم و دیو تصویری هلالی شکل از سربازان دوره قاجار با یک عراده توپ مشاهده می شود. بربالای طاق نماهای کوچک و تو گود کاشی کاری شده طرفین درب ورودی دو اسپر با تصویر جالبی از یک فرمانده قاجار با لباس رسمی وجود دارد. قسمت فوقانی این اسپرها بوسیله دو مجلس نیم دایره کوچک مزین شده که تصویر شیرو خورشید را به رنگ زرد به تماشا می گذارد.

دروازه جنوبی ارگ

این دروازه که در محل ساختمان شهربانی حا لیه واقع بوده و دروازه جنوبی ارگ دولتی را تشکیل می داده نیز در زمان ناصرالدین شاه ساخته شده است. دروازه جنوبی نیز دو طبقه بوده و در طرفین راهروی طبقه اول اطاق ها قرار داشته و در طبقه بالا نیز سه اتاق شمالی و جنوبی وجود داشته است. در ماه رمضان به عنوان نقاره خانه از این ایوان استفاده می شده و مدتی هم هنگ ژاندارمری سمنان در ارگ مستقر بوده است متأسفانه بر اثر خیابان کشی و توسعه شهر این دروازه به کلی از بین رفته است.

حمام ها،آب انبارها                                            بخش هفتم:

1- حمام پهنه

2- حمام نخست

3- آب انبار سرخه

4- آب انبارهای جدید

5- آب انبار توکلی

حمام پهنه

حمام پهنه یکی دیگر از آثار قدیمی و با ارزش سمنان است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این حمام که در گوشه شمال غربی تکیه پهنه بین مسجد جامع و مسجد شاه و امامزاده یحی قرار دارد در سال 856 ه.ق در زمان سلطنت ابوالقاسم بابرخان پادشاه تیموری و به دستور وزیر وی خواجه غیاث الدین بهرام سمنانی ساخته شده است. امروزه کتیبه یا سنگ نوشته ای در این بنا وجود ندارد ولی چنانکه از کتاب مطلع الشمس نوشته صنیع الدوله مستفاد می گردد کتیبه ای در این حمام نصب بوده بدین مضمون:

« امر ببناء هذا الحمام المبارک فی زمان دولت سلطان الاعظم ملک الملوک فی العالم مغیث الحق و الدنیا و الدین ابوالقاسم بابرخان خلدالله ملکه و سلطانه دستورالوزراء الاعظم خواجه غیاث الدین محمد بن المرحوم خواجه تاج الدین بهرام سمنانی فی شوال سنه ست و خسمین و ثمانمائه 856 هجری قمری».

این حمام به علت کم توجهی در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار ویران گشته و کتیبه آن نیز به مرور از میان رفته و یا ربوده شده است ولی در سال 1321 ه.ق در زمان سلطنت مظفرالدین شاه و طبق دستور حاج ملاعلی حکیم الهی سمنانی دانشمند و عالم معروف نسبت به تعمیر و تجدید بنای حمام مزبور اقدام گردید.به طوریکه صورت اولیه آن محفوظ مانده است. ساختمان حمام پهنه از سه قسمت تشکیل یافته قسمت اول رخت کن یا سربینه است که به وسیله یک هشتی و یک راهروی کوچک به بیرون راه می یابد. این سربینه با طرح مربع شکل ساخته شده و دارای چهار غرفه در چهار طرف است. در وسط آن نیز حوضچه ای احداث گردیده است. چهار طاق هلالی که بر روی چهار ستون قطور هشت ضلعی استوار شده سقف گنبدی شکل رخت کن را نگه می دارد. در وسط روزنه ای دایره شکل و در چهار طرف آن چهار روزنه کوچکتر برای اخذ نور از خارج تعبیه شده است.

در داخل گرمخانه بخش های متعددی وجود دارد که از آن ها به عنوان محل شستشو استفاده می کنند. یکی از قسمت های جالب توجه حمام پهنه سردر زیبا و کاشی کاری آن می باشد. با اینکه در انجام کاشی کاری به اندازه کافی دقت نشده و فاصله بین کاشی ها نمای بد منظره گچ و سیمان به چشم می خورد بازهم از جذابیت قابل توجهی برخوردار است.

در طرفین در ورودی که از چوب با گل میخ های آهنی ساخته شده دو نقش از یک افسر و فرمانده قاجار با شمشیر وجود دارد. در بالای در ورودی بر هشت قطعه کاشی لاجوردی اشعاری به خط نستعلیق خوانا و استادانه نوشته شده است. این اشعار توسط مرحوم اسدالله منتخب السادات پدر استاد حبیب یغمایی مدیر محترم مجله یغما که در آن موقع ساکن سمنان بوده در مورد تاریخ بنای مجدد و تعمیر این حمام سروده شده است.

حمام پهنه که از موقوفات مسجد جامع است در اختیار اداره اوقاف می باشد تحت شماره 1022 جزو آثار ملی به ثبت رسیده و سازمان ملی حفاظت آثار باستانی سمنان در نظر دارد که در فرصت مناسب از این حمام

برای ایجاد موزه مردم شناسی استفاده نماید.

ناگفته نماند که حمام پهنه به علت نزدیکی با بقعه حضرت یحیی بن موسی بن جعفر به نام گرمابه حضرت نیز خوانده می شود. و امروزه این بنا با همه قدمتش همچنان مورد استفاده مردم است.

 

حمام نخست

حمام نخست در ابتدای بازار عمومی و در کنار خیابان یغما قرار دارد که نسبت به حمام های دیگر جدید  می باشد این حمام که دارای سه بخش سربینه، گرمخانه و خزینه می باشد قریب 3 متر از کف خیابان مجاور پایین تر می باشد. سردر اولیه حمام مذکور دارای کاشی کاری و کتیبه ای از کاشی قرمز است که عبارت زیر بر آن نوشته شده است.

« گرمابه نخست سنه 1349 هجری قمری»

به غیر از حمام های یاد شده حمام های دیگری در سمنان وجود دارد که عبارتند از:حمام ناسار، حمام قدیمی سرخه، حمام روس ها که ویران است،حمام قلی و ..........

 

آب انبار سرخه

این آب انبار قدیمی در یکی از کوچه های بخش سرخه واقع شده که مدخل ورودی آن در داخل تکیه مسجد و منبع بزرگ آن در کوچه قرار دارد. بر بالای منبع آب گنبد عظیم مخروطی وجود دارد که بر اساس معماری سنتی خاص ناحیه کویری ساخته شده و دورتا دور آن تا نوک گنبد پله های مدوری احداث گردیده است. بر بالای گنبد بادگیر کوچکی جهت عبور جریان هوا و خنک کردن آب به چشم می خورد.

 

آب انبارهای جدید

گذشته از آب انبارهای قدیمی آب انبارهای دیگری نیز در سمنان وجود دارد که در سال های اخیر ساخته شده و به علت اینکه دارای زیبایی خاصی می باشند و برخلاف آب انبارهای قدیمی دارای تزیینات آجری جالبی هستند در اینجا شرح مختصری درباره آن ها داده خواهد شد:

 

آب انبار توکلی

یکی دیگر از نقاط دیدنی سمنان آب انبار توکلی است که در خیابان ششم بهمن و روبروی مدرسه ای به همین نام قرار دارد. سردر آن آجری و در قسمت بالا و سرتاسر آن را قطاربندی ساده ای که به کمک دو رج آجر که به طور سه گوش قرار داده اند زینت داده است. بر بالای مدخل ورودی آب انبار دو نقش از کاشی وجود دارد. بر نقش فوقانی عبارت«یاهو بسم الله الرحمن الرحیم من الماء کل شی حی» به خط نستعلیق سفید بر زمینه

کاشی لاجوردی نوشته شده و نقش پایین به صورت مستطیل است و شامل کاشی خشت های لاجوردی می باشد که بر روی آن عبارت زیر نقش بسته است:

« اذامات این آدم انقطع عمله الامن ثلاث جارته اوولد صالح او علم ینتفع به الناس- لذا موفق گردید به توفیقات یزدانی و تأ ییدات ربانی آقای احمد توکلی فرزند مرحوم حاج محمد اسماعیل طاب ثراه به نام بهترین صدقه جاریه که موجب تمام اشیا است. این آب انبار در سال 1364 ه.ق مطابق 1324شمسی بنا نمود تا عموم بندگان خدا برای آشامیدن بهره مند شوند. دسترنج حسین ایلیا اصفهانی، معماری قربانعلی معمار».

دیوارهای طرفین آب انبار اندکی به جلو متمایل شده و در گوشه آن دو ستون مدور زیبا ساخته شده است. بر پیشانی سردر آب انبار نام احمد توکلی بر کاشی لاجوردی به چشم می خورد. این آب انبار دارای 32 پله سنگی به ارتفاع 27 سانتیمتر است که سقف آن را طاق گهواره ای کوتاه با تزیینات آجری هفت و هشت تشکیل می دهد.

بر بالای منبع اصلی آب گنبدی مخروطی شکل بلند از آجر ساخته شده و دور تا دور آن پله های مدور احداث گردیده و بر بالای آن بادگیر کوچکی جهت عبور جریلن هوا و خنک کردن آب تعبیه شده است. در پشت مدخل و سردر آب انبار اتاق کوچکی وجود دارد که در آن روبروی گنبد باز می شود.

فهرست مراجع و مأخذ

1- ایران باستان تألیف حسن پیرنیا از انتشارات سازمان کتاب های جیبی و کتابخانه ابن سینا

2- تاریخ طبرستان و رویان مازندران تألیف سید ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی به تصحیح محمد حسین تسبیحی انتشارات شرق 1345 شمسی

3- تاریخ سمنان تألیف عبدالرفیع حقیقت «رفیع» چاپ دوم 1352 شمسی از انتشارات فرمانداری کل سمنان

4- تاریخ قومس تألیف رفیع تهران

5- تاریخ نهضت های ملی ایران تألیف رفیع از انتشارات شرکت سهامی چاپ و انتشارات کتب ایران سال 1348

6- شرح احوال و آثار شیخ علاء الدوله سمنانی تألیف سید مظفرصدر چاپاول تهران 1334

7- مطلع الشمس تألیف محمد حسن خان صنیع الدوله (تهران 1301 قمری چاپ سنگی)

8- کلیات یغمای جندقی از روی طبع اعتضادالسلطنه از انتشارات کتابخانه سنائی تهران 1339

9- دستورالوزراء تألیف خواندمیر با تصحیح و مقدمه سعید نفیسی تهران انتشارات اقبال 1317 شمسی

10- فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران تألیف نصرت الله مشکوتی چاپ دوم 1349 خورشیدی سازمان ملی حفاظت آثارباستانی

11- آگاهینامه سازمان ملی حفاظت آثار باستانی

12- تذکره شعرای سمنان تألیف نصرت الله نوح

1

 

این مطلب با ایمیل به من رسیده متاسفانه نگارنده سهوا یا عمدا مشخصات خود را ذکر نکرده است . بهرحال از فرستنده ممنونم .